تبلیغات
زنده باد ایران
زنده باد ایران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


درود
نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : mohammad
مطالب اخیر
نویسندگان

محوطه‌ی جهانی «پاسارگاد» باز است و همه‌ گردشگران مشروط به رعایت فاصله، می‌توانند از آن بازدید کنند.

به گزارش خبرنگار سرویس میراث فرهنگی ایسنا‌، در اعلامی که به برخی از تورلیدرها و آژانس‌ها شده است، گفته‌اند مقبره‌ی کوروش از امروز (چهارشنبه)‌ تا نهم آبان با هدف مرمت این بنای جهانی تعطیل است.

در حالیکه محمد کاظم بهادری - مدیر روابط عمومی اداره کل میراث فرهنگی و گردشگری استان فارس - در این‌باره به خبرنگار ایسنا اعلام کرد: محوطه‌ جهانی پاسارگاد باز است و مردم از همه قسمت‌های آن می‌توانند بازدید کنند، اما بازید از مقبره‌ی کوروش تا حدود پنج متری آن امکان دارد.

او گفت: از سه روز گذشته عملیاتی برای ایجاد کانال‌های تاسیساتی، نورپردازی و ایجاد رمپ برای معلولان در کنار پلکان‌های مقبره آغاز شده است که تا حدود دو ماه آینده به طول می‌کشد. اما این عملیات به گونه‌ای نیست که مردم نتوانند به هیچ عنوان از مقبره بازدید کنند، گردشگران داخلی و خارجی می‌توانند تا حدود پنج متری مقبره بروند، اما نزدیک‌تر از آن با توجه به بحث ایمنی گردشگران امکان ندارد.

وی درباره اعلام تعطیلی که به لیدرهای برخی از گروه‌های گردشگری شده است، نیز گفت: با توجه به اینکه تور لیدرها و آژانس‌ها برای بازدید از این محوطه بلیت خریداری می‌کنند، براساس پیشنهاد سازمان میراث فرهنگی و گردشگری به آنها اعلام شد که عملیات مرمتی و حفاظتی در محوطه پاسارگاد و در مقبره کوروش در حال انجام است و اگر تمایل به دیدن این محوطه را در کنار دیگر بخش‌های پاسارگاد دارند، می‌توانند قدری دورتر از معمول این مقبره را بازدید کنند. قصد ما فقط جلوگیری از هرنوع اعتراض بوده است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 7 آبان 1393

ولادت یازدهمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت ، امام حسن عسکری (ع) بر تمامی پیروان آن حضرت مبارک باد.

ابو محمد امام حسن عسکرى(علیه السلام) سال 232 هجرى قمرى در مدینه متولّد شد. مادر آن حضرت حُدیثه یا سلیل یا سوسن یا سمانه یا ریحانه یا حُدیث بود. به امام حسن عسکرى(علیه السلام) امام على النقى یا امام جواد بن الرضا هم مى گفتند. مشهورترین القاب ایشان زکىّ و عسکرى است

فعالیت ها:

با وجود همه فشارهای موجود حسن عسکری فعالیت‌های سیاسی-اجتماعی-علمی در جهت حفظ اسلام و مبارزه با افکار ضد اسلامی انجام می‌داد:

  • تلاش‌های علمی:

حسن عسکری در شرایط اختناق و تحت کنترل شدید حکومت وقت قرار داشت. اما با این حال به صورت محدود، همانند پدرانش به تربیت شاگردان و گسترش علوم پرداخت.

  • ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان:

در زمان وی، شیعیان در مناطق مختلف گسترش یافته بودند. این گسترش و پراکندگی باعث شد تا حسن عسکری شبکه ارتباطی وکالت و نصب را در مناطق مختلف راه‌اندازی کند.

....



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 10 اسفند 1390

خواجه نصیرالدین محمد بن حسن جهرودی طوسی مشهور به خواجه نصیرالدین طوسی از اهالی جهرود از توابع قم بوده است كه در تاریخ 15 جمادی الاول سال 597 هجری قمری ولادت یافته است. او به تحصیل دانش، علاقه زیادی داشت و از دوران جوانی در علوم ریاضی و نجوم و حكمتسرآمد شد و از دانشمندان معروف زمان خود گردید.

خواجه نصیرالدین طوسی ستاره درخشانی بود كه در افق تاریك مغول درخشید و در هر شهری پا گذارد آنجا را به نور حكمت و دانش و اخلاق روشن ساخته و در آن دوره تاریك و در آن عصری كه شمشیر تاتار و مغول خاندانهای كوچك و یا بزرگ را از هم پاشیده و جهانی از حملات مغولها به وحشت فرو رفته و همه در گوشه و كنار منزوی و یا فراری می شدند و بازار كسادی دانش و جوانمردی و مروت می بود و فساد حكمفرما. وجود و بروز چنین دانشمندی مایه اعجاب و اعجاز است.

 

خواجه نصیرالدین طوسی را دسته ای از دانشوران خاتم فلاسفه و گروهی او را عقل حادی عشر نام نهاده اند. بهرحال خواجه نصیرالدین دوره تحصیل ابتدایی را قسمتی نزد دائی خود بابا افضل ایوبی كاشانی و فخرالدین داماد كه او شاگرد صدرالدین سرخسی و او شاگرد افضل الدین جیلانی و او شاگرد ابوالعباس ریوگیری و او شاگرد بهمن یار از شاگردان شیخ الرئیس ابوعلی سینا تحصیل كرده است.

بقول مولف آثار الشیعه خواجه نصیرالدین طوسی با سیدعلی بن طاوس حسینی و شیخ میثم بن علی بحرانی در مدرسه ابوالسعاده اصفهان متفقاً درس خوانده و بنا به عقیده دسته ای از مورخین ابن میثم در فقه استاد و در حكمت شاگرد خواجه نصیرالدین طوسی بوده است.

شهید ثانی در رساله چهل حدیث خود می نویسد محققاً خواجه نصیر در علوم منقول شاگرد پدرش بود كه او از شاگردان فضل اله راوندی بود و او از شاگردان ثقه الاسلام سید مرتضی علم الهدی می باشد.

 

یكی از شاگردان خواجه نصیرالدین طوسی علامه حلی می باشد و علامه حلی در موقع اجازه دادن به یكی از شاگردانش بنام ابن زهره دربارة استادش در همان اجازه نامه چنین می نویسد:

خواجه نصیرالدین طوسی افضل عصر ما بود و از علوم عقلیه و نقلیه مصنفات بسیار داشت او اشرف كسانی است كه ما آنها را درك كرده ایم، خدا نورانی كند ضریح او را. قرائت كردم در خدمت او الهیات، شفای ابن سینا و تذكره ای در هیئت را كه از تالیفات خود آن بزرگوار است. پس او را اجل محتوم دریافت و خدای روح او را مقدس کند.

در آن روزگاری كه آوازه دانش خواجه نصیرالدین به اطراف و اكناف رسیده بود، رئیس ناصرالدین محتشم كه از دانشوران اسماعیلیه بود بدیدار خواجه مایل شد و او را به قائنات دعوت كرد و مقدم او را بسیار گرامی داشت و خواجه مدتها در آنجا بود و كتاب تهذیب الاخلاق ابن مسكویه را به فارسی ترجمه و شرح داد و بنام اخلاق ناصری تالیف كرد.

 

خواجه نصیرالدین طوسی در خدمت هلاكوخان ایلخان مغول

 خواجه نصیرالدین طوسی در تمام امور كشوری و لشگری مغول برای نیل به مقاصد عالیة خود دخالت داشته و تا اندازه ای كه توانست از پیش آمدها و سختی های ناگوار كه متوجه جامعه مسلمین می شد جلوگیری می كرد، گاهی با سخنان علمی و زمانی با گفتگوهای مختلف و هنگامی با اندرزهای سیاسی مقاصد مهم اساسی خود را با دست هلاكوخان انجام می داد پیشرفتهای علمی و نوازش فضلاء و علما با دست خواجه صورت می گرفت و روی این نظریات روزبروز در دربار هلاكو محبوبتر شده و مورد توجه خاص ایلخان می گردید.

خواجه نصیرالدین همیشه اصول مقاصد دینی را نصب العین خود قرار داده و تمام حركات سیاسی و علمی كه شایسته یك مرد دینی آشنا به مصالح اجتماعی و سیاسی اسلامی  است بكار می بست.

یكی از اقدامات مهم خواجه نصیرالدین طوسی تشویق هلاكوخان به فتح بغداد و برانداختن دودمان عباسی و كشتن خلیفه به دست ایلخان مغول بود.

 .......



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : خواجه نصیرالدین،
          
پنجشنبه 4 اسفند 1390


آذربایجان، خصوصا تبریز در تاریخ معاصر ایران همواره بستر اسلام‌خواهی و عدالت‌طلبی بوده و در شروع و تداوم مبارزات انقلابی نقش بسیار برجسته‌ای داشته است به طوری كه می‌توان به نهضت مشروطیت و نیز قیام 29 بهمن مردم تبریز اشاره كرد. 
 قیام عمومی مردم تبریز در 29 بهمن ماه سال 56، بزرگ‌ترین حضور توده‌ای و یكپارچه‌ی مردم در سیر تكوین انقلاب اسلامی تا به آن روز بود و شوك سیاسی بزرگی به رژیم پهلوی وارد كرد.
تبریز كه به محوریت شاگرد برجسته امام خمینی (ره) یعنی آیت‌الله سید محمدعلی قاضی طباطبایی به جوش و خروش آمده بود. واقعه‌ای در نمودار انقلاب اسلامی ترسیم كرد كه اتوریته نظام شاهنشاهی را مخدوش ساخت. نشانه‌هایی از فروپاشی به همراه داشت و زمینه‌ی مهمی برای فراگیر شدن انقلاب عمومی مردم ایران شد.
قیام شورانگیز 29 بهمن مردم تبریز دومین حلقه از زنجیره‌ی علل شتاب‌دهنده‌ای بود كه به رهبری امام خمینی (ره) نهضت اسلامی را به سوی سرنگونی رژیم پهلوی سوق د

سال 56، سال تشدید درگیری بین رژیم و روحانیت بود. در گذشت مشكوك فرزند بزرگ حضرت امام خمینی (ره) – مرحوم مصطفی خمینی – در نجف اشرف موجی از تاثر توام با خشم را در میان اقشار مختلف مردم ایران به وجود آورده بود و بیشتر مردم، رژیم را متهم به توطئه در این فاجعه كرده بودند. این حادثه كه امام(ره) آن را «لطف خفی الهی» خوانده بود رژیم را دچار سر گیجه كرد؛ زیرا رژیم شاه تصور می‌كرد كه فقدان این شخصیت بزرگ كه امید آینده‌ی انقلاب اسلامی بود، رهبر انقلاب را دچار شكست روحی و نهایتا آسیب‌پذیری می‌كند، اما بالعكس با صلابت امام(ره) – كه در كمال آرامش بود – مواجه شد. 

این اقدام رژیم اشتباهی بود كه سرآغاز برپایی انقلاب اسلامی محسوب می‌شود. این اشتباه از یك محاسبه‌ی غلط نشات گرفته بود. رژیم به گمان خود، زمان را برای ترور شخصیت رهبر نهضت اسلامی مناسب تشخیص داده بود كوشید تا با انتشار مقاله‌ی ناشیانه احمد رشیدی مطلق تحت عنوان «ایران و استعمار سرخ و سیاه» به اهداف خود جامعه‌ی عمل پوشاند. 

حجت‌الاسلام دكتر حمید صبری محقق و پژوهشگر، انتشار مقاله‌ی «ایران و استعمار سرخ و سیاه» در 17 دی ماه – سالروز كشف حجاب توسط رضا شاه – را جواب رژیم در مقابل محبوبیت رو به گسترش عمومی نسبت به شخصیت امام خمینی (ره) ارزیابی می‌كند و معتقد است: قیام عمومی طلاب و روحانیت در قم در 19 دی ماه 56 نقطه‌ی شروع انقلاب اسلامی بود. 

صبح روز 18 دی ماه بریده‌ی روزنامه‌ی اطلاعات – كه به دیوار مدرسه خان چسبانده شده بود – گروهی از طلبه‌ها را به دور خود جمع كرد. به خاطر ازدحام جمعیت، خواندن نوشته مشكل بود، لذا یك نفر كه جلوتر بود با صدای بلند شروع به خواندن كرد: «این روزها به مناسبت ماه محرم و عاشورای حسینی بار دیگر اذهان متوجه استعمار سیاه و سرخ و یا به تعبیر دیگری اتخاذ استعمار كهنه و نو شده است. سر آغاز انقلاب شاه و ملت در روز 6 بهمن (1341) استعمار سرخ و سیاه دشمنان ایران را كه ظاهرا هر كدام در كشور ما برنامه و نقشه‌ی خاصی داشتند با یكدیگر متحد ساخت كه مظهر این همكاری صمیمانه در بلوای روزهای 15 و 16 خرداد 2522 (1342ش) در تهران آشكار شد ... روح‌الله خمینی عامل مناسبی برای این منظور بود و ارتجاع سرخ و سیاه او را مناسب‌ترین فرد برای مقابله با انقلاب ایران یافتند و او كسی بود كه عامل واقعه‌ی ننگین روز پانزدهم خرداد شناخته شد ...» 

جمعیت حاضر كه با شنیدن این توهین‌ها به خشم آمده بودند، دیگر نتوانستند صبر كنند و ادامه‌ی مطلب را بشنوند چرا كه به هدف اصلی مقاله كه اهانت به امام خمینی(رض)، ارتباط دادن واقعه‌ی 15 خرداد به عوامل خارجی، كوبیدن روحانیون به دلیل مخالفت با اصلاحات ارضی و انقلاب سفید بود پی برده و فهمیده بودند كه مقاله، شخص امام خمینی(ره) و مذهبی‌ها را هدف قرار داده است و این آغازگر قیامی شد كه دامنه‌ی آن از مدرسه‌ی خان فراتر رفت و به خیابان‌ها كشیده شد و با طرح شعارهایی بر علیه رژیم و به ویژه شخص شاه و حمایت از امام خمینی (ره)، قیام حماسه‌ساز قم شكل گرفت. 

در پی قیام خونین مردم قهرمان قم، موجی از اعتراض‌ها سراسر كشور را در بر گرفت. بازارهای تهران، شیراز و مشهد به عنوان همبستگی با قیام حق‌جویان قم و اعتراض به جنایات رژیم تعطیل شد. در 20 و 21 دی ماه در آبادان، اهواز، خرمشهر، دزفول و اندیشمك تظاهرات شدیدی صورت گرفت كه حمله به چند موسسه‌ی دولتی را در پی داشت. در آباده، مردم دست به تظاهرات زدند. در 22 دی ماه امام خمینی(ره) یك هفته عزاداری برای شهیدان قم اعلام كردند. در 23 دی مردم شیراز پس از ختم جلسه‌ی همبستگی با مبارزین قم در مسجد جامع، تظاهرات پر شوری بر پا كردند كه به درگیری با نیروی انتظامی منجر شد. مردم اهواز نیز در همین روز پس از ختم جلسه‌ی سخنرانی، از حسینیه‌ی اعظم بیرون آمده و در خیابان زاهدی اهواز به راهپیمایی پرداختند و سینما آریا را كه در این خیابان قرار داشت خراب كردند. مردم كرمان نیز به حمایت از مردم مبارز قم به پا خواستند و با برگزاری تظاهرات شدیدی جنایات رژیم را محكوم كردند. 

با گسترش موج اعتراض‌ها در شهرهای كشور، چشم‌های زیادی متوجه آذربایجان شد چرا كه [این شهر] در طول تاریخ پر فراز و نشیب خود، همواره نفشی سازنده در جریان مبارزه‌های مردمی داشته و همیشه در صفوف مبارزاتش، درفش آزادی و سربلندی ایران را برافراشته بوده است. مردمی سربلند و آزاده و با كارنامه‌ای درخشان از قهرمانانی همچون ستارخان و باقرخان، ثقه‌الاسلام و خیابانی و ده‌ها مبارز دیگر. 
.......



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : 29 بهمن، قیام مردم تبریز،
          
چهارشنبه 26 بهمن 1390

مقام معظم رهبری :

راز ماندگارى این انقلاب، اتكاى به ایمانهاست؛ اتكاى به خداست. لذا شما مى‌بینید آن روزى كه توده‌ى عظیم مردم در سرتاسر كشور احساس كنند كه دشمنى‌اى متوجه انقلاب است، احساس كنند كه دشمنىِ جدى‌اى وجود دارد، بدون فراخوان حركت میكنند مى‌آیند.

روز نهم دى شما دیدید در این كشور چه اتفاقى افتاد و چه حادثه‌اى پیش آمد. دشمنان انقلاب كه همیشه سعى میكنند راهپیمائى‌هاى میلیونى را بگویند چند هزار نفر آمده‌اند - تحقیر كنند، كوچك كنند - اعتراف كردند و گفتند در طول این بیست سال، هیچ حركت مردمى‌اى به این عظمت در ایران اتفاق نیفتاده است؛ این را نوشتند و گفتند. آن كسانى كه سعى در كتمان حقائق درباره‌ى جمهورى اسلامى دارند، این را گفتند.

 

علت چیست؟ علت این است كه مردم وقتى احساس میكنند دشمن در مقابل نظام اسلامى ایستاده است، مى‌آیند توى میدان. این حركتِ ایمانى است، این حركتِ قلبى است؛ این چیزى است كه انگیزه‌ى خدائى در آن وجود دارد؛ دست قدرت خداست، دست اراده‌ى الهى است؛ این چیزها دست من و امثال من نیست. دلها دست خداست. اراده‌ها مقهور اراده‌ى پروردگار است. وقتى حركت خدائى شد، براى خدا شد، اخلاص در كار بود، خداى متعال اینجور دفاع میكند. لذا میفرماید: «انّ اللَّه یدافع عن الّذین امنوا».

این را دشمنان نظام اسلامى نمیفهمند، تا امروز هم نفهمیدند؛ لذا تهدید میكنند، حرف میزنند، روشهاى گوناگون را به كار میگیرند، به خیال خودشان میگردند نقطه ضعف براى جمهورى اسلامى پیدا كنند؛ گاهى اسم حقوق بشر را مى‌آورند، گاهى اسم دموكراسى را مى‌آورند؛ ترفندهائى كه امروز براى مردم دنیا حقیقتاً ترفندهاى مسخره است. میگویند افكار عمومى؛ اما افكار عمومى اگر این حرفها را از آمریكا و صهیونیسم باور میكرد، اینجور در دنیا، در كشورهاى مختلف، ملتهاى مختلف، در مواقع گوناگون، نفرت خودشان را از این سران مستكبر نشان نمیدادند، كه مى‌بینید نشان میدهند. هر جا سفر میكنند، گروهى از مردم علیه‌شان شعار میدهند. پیداست كه افكار عمومى دنیا فریب ترفندهاى اینها را نخورده است.

......




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 7 دی 1390

متاسفانه حکومت آل سعود در عربستان در اقدامی کاملا حساب شده و در سکوت تاسف بار مسلمانان
و در سکوت معنادار یونسکو (سازمان فرهنگی ملل متحد) بر خلاف موازین اسلامی و بین المللی اقدام
به تخریب و تغییر شکل ستون شیطان (خانه شیطان در رمی جمرات در حج که آن نماد مقدس شیطان
پرست ها می باشد) نمود ؛ و در سایه این سکوت ها در حرکتی دیگر اقدام به ساخت یک ساختمان
عظیم در مقابل رکن یمانی در کنار مسجد الحرام نموده است. 
 
 
این بنای عظیم که سرشار از نماد های فراماسونری می باشد و سازنده آن هم آقای نورمن فاستر معمار
مشهور فراماسونری و سازنده بیش از 200 نماد شیطان پرستی (آبلیسک) در جهان می باشد ؛ با
ارتفاع بلند خود مسجدالحرام را که تا پیش از این حتی هواپیماها حق پرواز برفراز آنرا نداشتند را
کاملا تحت شعاع قرار می دهد به گونه ای که شاد برخی حجاج ظاهر بین حین طواف گرد خانه خدا
مجذوب این بنا شوند ، بنایی که در باطن خود خانه شیطان می باشد!! همگان به خاطر دارند که
یونسکو برای ثبت جهانی میدان امام اصفهان از ایران خواست تا ارتفاع برج تازه ساز جهان نمای این
شهر را کم کند !؟!
برج عظیم ابراج البیت در 21 دسامبر سال 2012 افتتاح می شود و در ساعت 11.11 دقیقه سایه این
برج عظیم شیطانی بر کعبه خواهد افتاد !!!!.
 
 ....


ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
سه شنبه 29 آذر 1390


محرم

در طول تاریخ، افراد آزادی‎خواه زیادی قیام کردند، کشتند و کشته شدند، سال‎ها نامشان زبانزد عام و خاص گردید و نهایتا از یاد رفتند و جز تاریخی مکتوب از آنان نماند.

آنچه از ستم‎ها و ظلم‎ها بر آنان رفت، در صدای اوراق تاریخ شنیده می‎شود و مظلومیتشان سینه‎ها را به درد می‎آورد و نهایت کارشان تأسف هر انسان پاک فطرتی را برمی‎انگیزد.

زنان و کودکان بی‎سلاح و بی‎دفاعی که در این میان قربانی مطامع دنیای پوچ عده‎ای قدرت‎طلب شدند، آن چنان هر  مرد و زن و کودکی را می‎آزارد که آرزو می‎کند کاش می‎توانستم برایشان کاری کنم.

قهرمانانی که پیروز شدند و شهره دنیای آزادیخواهان گردیدند و قلب انسان‎های درد کشیده برایشان مدالی گردید که مدت‎ها بر سینه‎شان می‎درخشید.

تمامی این حماسه‎ها ماند، اما برای اندک مدتی و برای مراجعان به تاریخ آنها .

در این میان هر سال صدای چکاچک شمشیرهایی به گوش می‎رسد که پیام آن را تنها کسانی می‎شنوند که محبتی عجیب تمام وجود آنان را مالامال از خود کرده است.

صدای ضجه کودکانی آزرده از درد تشنگی، و فراغ پدران، و اسیری خاندانشان به گوش می‎رسد که هر کسی می‎تواند با گوش دل آن را بشنود.

جلوه‎های ایثار قهرمانی که سال‎ها در انتظار یاری مولایش لحظه شماری می‎کرد و به ناگاه با شنیدن یک خواهش از لبان کوچک و خشکیده کودکی برای آوردن آب، در حسرت تمامی آرزوهایش، "چه نمایش قهرمانی‎اش" و "چه برآورده کردن خواهش آن کودک" سوخت و ساخت و دم نزد.

آنچه دل را می‎سوزاند و فریادها را به آسمان بلند می‎سازد و بی تاب می‎کند و ضجه برمی‎انگیزد و دست‎ها را به سر و سینه می‎کوبد و مردمان هر کیشی را آنگونه که حتی برای جگرگوشه خودشان آنچنان نمی‎کنند، برمی‎انگیزاند، تنها مظلومیت نیست، تنها همدردی با یک انسان نیست، تنها ابراز احساس انسانی یک بشر برای دیگری نیست...

گمشده‎ای که هر کسی در پیدا کردن هدف عاشورا به دنبالش می‎گردد تنها در یک کلمه خلاصه می‎شود و آن کلمه "محبت" است و دیگر هیچ.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
سه شنبه 8 آذر 1390
مقدمه‌
تحقیق‌، بررسی‌ و تحلیل‌ رمز جاودانگی‌ حماسة‌ عاشورا و این‌كه‌ چه‌ سرّی‌ در خلق ‌و ایجاد این‌ حماسة‌ جاوید نهفته‌ است‌ كه‌ تا امروز، به‌ عنوان‌ حماسه‌ای‌ ماندگار در تاریخ ‌بشر، مطرح‌ گردیده‌ و وجدان‌های‌ بیدار و آگاه ‌، پس‌ از گذشت‌ هزار و چند صد سال‌، هم‌چنان‌ آفرینندگان‌ این‌ حماسة‌ عظیم‌ راستایش‌ می‌كنند و در نهضت‌ها وحركت‌های ‌اصلاحی‌ خود ، از این‌ حماسه ‌، الهام‌ می‌گیرند ، نیازمند بررسی‌ همه‌ جانبة‌ این‌ حماسة ‌عظیم‌ است‌.
در این‌جا ما نیز در حد بضاعت‌ اندك‌ خود و به‌ جهت‌ ادای‌ تكلیف‌ نسبت‌ به‌ خون ‌پاك‌ حماسه‌ سازان‌ عاشورا به ‌ویژه‌ سیّد و سرور شهیدان ‌، حضرت‌ ابا عبدالله الحسین‌ (ع) ،كوشیده‌ایم‌ رمز جاودانگی‌ این‌ حماسه‌ را از ابعاد مختلف‌، مورد بررسی‌ و مداقّه‌ قراردهیم‌.
بی‌ شك ‌، راز و رمز جاودانگی‌ حماسة‌ عظیمی‌ مانند حماسة‌ عاشورا را نمی‌توان ‌فقط‌ مدیون‌ یك‌ عامل‌ دانست‌ بلكه‌ در جاودانه‌ ماندن‌ این‌ حماسة‌ پرشور، عوامل‌ متعددی‌ دخیل‌ بوده‌اند و لذا در این‌ مقاله‌ سعی‌ كرده‌ایم‌ به‌ برخی‌ از این‌ عوامل‌ اشاره‌ كنیم‌ و به‌ شرح ‌و بسط‌ آنها بپردازیم‌.
از جمله‌ عوامل‌ مؤثری‌ كه‌ در جاودانگی‌ حماسة‌ عاشورا ، مورد بررسی‌ و تحلیل‌ قرارگرفته‌اند ، عوامل‌ ذیل‌ است‌:
الف‌ ـ وعدة‌ الهی‌ برای‌ حیات‌ ابدی‌ شهیدان‌ و نقش‌ آن‌ در جاودانگی‌ حماسة‌ عاشورا.
ب‌ ـ انگیزة‌ الهی‌ در خلق‌ حماسة‌ عاشورا كه‌ به‌ جاودانگی‌ آن‌ انجامید.
ج‌ ـ نقش‌ رهبری‌ در جاودانگی‌ حماسة‌ عاشورا.
د ـ نقش‌ ائمة‌ معصومین‌: در جاودانه‌ ماندن‌ حماسة‌ عاشورا.
ه ـ نقش‌ حضرت‌ زینب‌ سلام الله علیها در جاودانه‌ ماندن‌ حماسة‌ عاشورا.
سرانجام‌، نتیجة‌ بررسی‌ و تحلیل‌ صورت‌ گرفته‌ نیز دلالت‌ براین‌ امر دارد كه‌ مجموعة‌ عوامل‌ مذكور، سبب‌ گردیدند تا حماسة‌ عاشورا هم‌ چنان‌ در عرصة‌ گیتی‌ و برای ‌تمام‌ نسل‌ها و وجدان‌های‌ آگاه‌ و بیدار، جاودانه‌ بماند.
البته‌ ما در این‌ مقال‌ داعیه‌ آن‌ را نداریم‌ كه‌ توانسته‌ایم‌ جاودانگی‌ حماسة‌ عاشورا را رمز گشایی‌ نماییم‌، بلكه‌ در حد بضاعت‌ طبع‌، كوشش‌ نموده‌ایم‌ به‌ برخی‌ از رموز جاودانه ‌ماندن‌ این‌ حماسة‌ عظیم ‌، اشاره‌ای‌ داشته‌ باشیم ‌، باشد كه‌ مورد عنایت‌ ارباب‌ علم‌ و فضل‌ قرار گیرد.
رمز جاودانگی‌



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : حماسه عاشورا، امام حسین،
          
سه شنبه 8 آذر 1390

پیش بینی های قرآن

پیش بینی شناخته شدن آیات قرآن در آینده

«آیات خـود را در دوردست هـا و در درون خـودشان به آنها نشان خواهیم داد تا جائـیـکـه بـرای آنـهـا روشن شود که این قرآن حق است».

آیه پیش بینی می کند که انـسـان بـه شـنـاخـت پـدیـده هـا در دوردسـت ها و در درون خود خواهد رسید. شناختی که بدست خواهد آورد نیز درستی حرفهای قرآن را ثابت خواهد کرد.در عـصـر مـا انسان بـا تلـسکوپ و میکروسکوپ و انواع امکانات پیچیده دیگر خیلی از پدیده های دور دست فضای دور و نزدیک و هـمـیـنـطـور در درون خودش را شناخته است. آن شناختها نیز چنانکه دیدیم بنوبه خـود درسـتی آیات قـرآن را تأیید نموده است.

انعام 105: « وَكَذَلِكَ نُصَرِّفُ الْآیَاتِ وَلِیَقُولُوا دَرَسْتَ وَلِـنُـبَـیّـِنـَهُ لِقَوْمٍ یَعْلَمُونَ ».

« و به این شکل آیات را روشن می کنیم. بگذار بگویند که تو آنها را خوانده ای. ما آن را (قرآن را) برای کسانی که می دانند (دانش دارند) نشان خواهیم داد».

آیه پیش بینی می کند که در آینده کسانی خواهند آمد که دانش خواهند داشت و قرآن را به آنها نشان خواهد داد. و این چیزی است که فعلاً اتفاق افتاده است.

آسیب رساندن به گوش دامها و تغییر در خلق

« و به آنها امر می کنم که گوشهای دامها را آسیب برسانند، و به آنها امر می کنم که در خلق خدا دگرگونیهائی ایجاد کنند».

نکات آیه:

1ـــ به گوش دامها آسیب رسانده خواهد شد:


جملات مزبور نقـل قول از حرفهای شیطان است. چنانکه در تصویر می بینیم و در جهان واقع نیز کم و بیش دیده ایم،  شماره یا مشخصات دامها را در نوشته ای به گوش آنها منگـنه می کنند. در حالیکه می توان آنرا در گردن آنها نیز آویزان کرد.

 

2ـــ ایجاد تغییرات در خلق:

در قـرآن دو مـقـوله «تـبـدیـل» و «تـغـیـیـر» هـسـت. «تغـییر» به معنی: ایجاد دگرگونیهائی در شئ، و «تبدیل» به معنی: عوض کردن کلی شئ (یعنی: عـوض نمودن ماهـیت و هـویت آن) است. قــرآن «تبدیل» پـدیـده ها را خارج از توان انسان دانسته (لا تبدیل لخلق الله) و تاکنون نیز کسی موفـق به تغییر "هـویت و ماهـیـت" چیزی نـشـده، ولی ایـجـاد «تـغـیـیـر» را پیش گوئی کرده است. و این چیزی است که در عصر ما فعلاً انسان به آن نقطه رسیده و دست به چنین کاری می زند. مثلا کسانی هستند که نمودهـای مردانگی خود را برمی دارند و نمودهای زنانگی می دهند و همینطور برعکس.

ضمن اینکه هر دو پیش بینی قرآن درست درآمده ترتیب آنها نیز همانطور که آنرا گفته اتفاق افـتاده است. یعنی ابتدا گوش دامها را منگنه کردند و بعد افراد را دستکاری کردند. البته احتمال این نیز هست که منظور آیه این باشد که انسان گوش دامها را خواهد برید و برای ایجاد تغییرات در افراد از آن استفاده خواهد کرد.

پیش بینی عدم توان انسان در ساخت پشه و پس گرفتن سالم غذائی که آنرا خورده

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : پیش بینی های قرآن، پیش بینی شناخته شدن آیات قرآن در آینده،
          
شنبه 5 آذر 1390


نـیـروی حـفـاظـتـی بـدن

« هر کسی در درون خود نیروی پشتیبانی دارد».

«نَفس»: زندگی و خودآگاهی در پدیده زنده، و آنچه غرائز و احساسات و هستی خود را درک می کند و از خود بعنوان "من" یاد می کند. پدیده زنده با زنده بودن نَفس زنده است و با مردن نَفس می میرد و همینطور با مردن بدن نَفس نیز می میرد. نَفس فوت هم می کند و فوت وضعیت میان مرگ و زندگی است مانند خواب و بی هوشی). نفس در آیه مجاز است و بجای جسم آمده است. بعبارتی آیه می گوید: هر جسمی نیروی پشتیبانی دارد که نتیجه پشتیبانی از زندگی آن جسم می شود پشتیبانی از "زندگی نفس آن جسم".

«حافظ»: اسم فاعل از مصدر حفظ است. حفظ بمعنی: چیزی را از درون یا در درون نگهبانی و نگهداری و پشتیبانی نمودن است، ("حراست" بمعنی: چیزی را از بیرون نگهبانی و پشتیبانی نمودن است). و حافظ: کسی یا چیزی است که چیزی را از درون آن یا در درون آن نگهبانی و نگهداری و پشتیبانی می کند).

نکته آیه: هر کسی در درون خود نیروی پشتیبانی دارد:

بدن هر انسانی یک سیستم حفاظتی دفاعی دارد. برخی از سلولهای آن در جای مخصوصی به انتظار وارد شدن غیر خودیها (باکتریها، ویروسها، میکروبها و مواد خطرناک) هستند و برخی با جـریان خـون در سـراسـر بدن گـشـت میزنند و هـنگام برخورد با دشـمـن با آن درگیر شده و آنرا از پا در می آورند. و به این ترتیب سلامتی بدن را در برابر بیماریها حفظ می کنند و بدن زنده می ماند و با زنده ماندن بدن نفس زنده می ماند.

تصویری از سلولهای مغز استخوان انسان که با میکروسـکوپ دیده میشوند. در مغز استخوان هـر دقـیقه مـیـلـیـونها سلول درست میشوند تا به بخشهای دیگر بدن صادر شوند. این سلولها بین یک صدم تا سه صدم میلیمتر قـطر دارند.

سـرانـگـشـتـان

« آیا انـسـان می پندارد کـه مـا هـرگـز استخـوانهای او را جـمع نخواهیم کرد؟ چرا! ما حتی می توانیمسرانگشتان او را نیز دوباره درست کنیم»!

(واژه بـنـان در اصـل به معنی: "تکیه گاه و چیزیکه بنوعی و بنحوی به آن تکـیه می شـود" است. در معنی دوم خود از جمله به: قـسـمـت داخلی سر انگـشـتـان، یعـنی هـمان قسمتی که در تصویر می بینیم اطلاق شده، به اعتبار اینکه "انـسان در کـارهـا و نشست و برخاست های خود به آنها تکیه می کند").

نکـتـه آیه: سرانگشتان وضعیت خاصی دارند:


سـر انـگـشـتـان هــر فــردی رسـم و نـمودار کاملا منحصر بفرد خود دارد. حتی دو نـفـر دو قـلـو را نمی توان یافت که نمودار سرانگشتان آنها نظیر هم باشد (دوقـلوهای موسوم به "دوقـلوهای همسان" که از یک تخم درست می شوند نیز نمودار سرانگشتان آنها دقیقاً یکی نیست ولی تمیز دادن آنها دقت و بررسی زیادی می خواهد). نمودار سرانگشتان از تولد تا وفات ثابت می ماند، و به هر چیزی دست زده شود اثر خود را بجا می گذارد، و قطر خطهای آن در مردان از زنان بزرگتر است.

اینکه قـرآن "دوباره سازی سرانگشتان" را مطرح می کند به این معنی نیست که آفرینش سرانگشتان سخت تر و پیچیده تر از اندامهای دیگر است، بلکه به این معنی است که سرانگشتان چیزِ خاصی دارند و در آینده کشف میشود و آیه روشن می کند که قرآن سخن خداوند است. انسان در قرن نوزدهم به وضعیت سرانگشتان پی برد.

تأثیر رنگها بر انسان

«گفتند: از خدای خود بخواه برای ما روشن کند رنگ آن چیست؟ موسی گفت: خدا می گوید: آن گاوی است زرد، رنگ آن پر رنگ یکدست است، بینندگان را خرسند و شادمان می کند».

پژوهشهای علمی نشان می دهد که رنگها بر انسان و در زندگی وی تأثیر دارند. رنگ سبز احساس دوست داشتن زندگی و امید به زندگی را در انسان ایجاد می کند (به این خاطر پوشاک جراحان از رنگ سبز انتخاب شده که روی بیمار تأثیر بگذارد. و آیاتی که از پوشش بهشتیان در بهشت صحبت می کنند نیز می گویند که پوشاک آنها سبز رنگ است) ـ رنگ ارغوانی انسان را به آرامش فرا می خواند ـ رنگ زرد دستگاه عصبی را پر جنب و جوش و انسان را با نشاط می کند (فعال می کند) و احساس شادمانی و خرسندی را در وی ایجاد می کند ـ رنگ آبی احساس سردی نمودن و رنگ سرخ احساس خشکی نمودن را در وی ایجاد می کند. همینطور درصد یاد گیری در متون و تصاویر رنگی بیشتر از متون و تصاویر سیاه و سفید است (بعبارتی مغز چیزهای رنگی را بهتر ذخیره می کند و بیاد می آورد). رنگ به کارها معنی می دهد، در کارهائی که با اعداد با حجم زیاد صورت می گیرد درصد اشتباهات در اعداد رنگی کمتر ار اعداد سیاه و سفید است.

توجه شدید به چیزی و احساس درد نکردن

« و چند تا زن در شهر گفتند: همسر عزیز (یعنی زلیخا همسر نخست وزیر مصر) با جوان خود درگیر می شود تا خواست خود را به او بخواهاند. شیفتگی دوستداری یوسف براستی مشغولیت او شده است. ما براستی او را در رویه ای که همه آن را ناپسند می دانند می بینیم ــ هنگامیکه (زلیخا) نقشه آنها را شنید دنبال آنها فرستاد، برای هر کدام نشیمنی مشخص نمود، بدست هر کدام یک کارد داد، و به یوسف گفت بر آنها وارد شو! همینکه او را دیدند او را بزرگ دیدند و دستهای خود را بریده بریده نمودند و گفتند: خدا از بدی دور! این بشر نیست، این تنها یک فرشته بزرگوار است».



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : بدن انسان، قران شناسی،
          
شنبه 5 آذر 1390

خـورشـیـد

« سوگند به خورشید و پرتو آن ــ و به ماه وقتیکه آنرا بازتاب می دهد ــ و به روز وقتیکه آنرا متجلی می کند ــ و به شب وقتیکه آنرا می پوشاند»

نکته آیات: روز پرتو خورشید را متجلی می کند و شب آنرا می پوشاند:

تصویری که می بینیم تصویر کره زمین است که از فضا گرفته شده است. چنانکه می بینیم فضا در اصل سیاه و تاریک است، هر چند نور و پرتو خورشید در فضا وجود دارد اما متجلی نیست، ولی آن بخشی از زمین که روبروی خورشید قرار دارد و روز نامیده می شود آن را متجلی می کند. که ارتفاع آن حدوداً 100 کیلومتر از جـو است. و با چرخش زمین و رفتن روز بجای شب، شب آن بخش متجلی پرتو خورشید را می پوشاند.

 

 

حرکت خورشید

«و خورشید در قرارگاه خود در حرکت است»!

نکـتـه آیـه: خورشید در قرار گاه خود در حرکت است:

واژه « مُـسـتـقـر» به معنی: جای ثابت و مشخصی است که شئ یا فـرد در آن است ضمن اینکه به اینطرف و آنطرف نیز رفت و آمد می کند. خورشید همانطور که آیه توصیف می کند در «مستقـر» خود در حرکت است.

«مستقـر» آن مـرکـز مـنـظـومـه شمسی است که جای ثابت و مشخص آن است. و حرکت آن از جمله حرکت آن بدور خود است که هر 27 تا 28 روز یک دور است و حرکت دیگر آن حرکت در مداری در کهکشان راهشیری اسـت که با سرعـت 900000 کـیلومـتر در ساعت در آن در حرکت است و 225 یا 250 میلیون سال طول می دهد تا آن را طی کند و کل منظومه شمسی را نیز با خود دارد. بنابر محاسباتی که فعلاً وجود دارد خورشید تا کنون 18 دور در مدار خود دور زده است.

(بنابر عـلم نجوم عصر پیامبر: زمین مرکز جهان بود و خورشید و سیارات بدور آن می چرخیدند. این تئوری تا سال 1543  بقوت خود باقی بود. ولی قـرآن خورشید را در «مستقـر» خود (که مرکز منظومه شمسی باشد) در حرکت بیان کرده است).

نوع کار خورشید وشراره های آن

 

« و چراغ (خورشید) روشنگری  با شراره های بزرگ  قرار دادیم».

نکات آیـه:

1ــ خورشید بمثابه چراغ می ماند:

تشبیه خـورشـیـد بـه چـراغ بـه ایـن مـعنی است که خورشید سوختی را می سـوزانـد و نـور و گرما میدهـد. خـورشـیـد از عنصر هـیدروژن و هـلیوم تشکـیـل شده. به دلـیل دمای بسـیار زیاد درون آن، پیوسته بخشی از هـیدروژن می سوزد  و به هـلـیـوم تبدیل می شود و مقادیر زیادی نیز انرژی مانند گرما و نور و تشعشعات آزاد می کند. و به این ترتیب بمثابه چراغ می ماند.

2ـــ خورشید پیوسته شراره دارد:

 سـطح خـورشـیـد نـیـز هـمـانگـونه کـه قـرآن آن را  توصیف نموده، از جمله به شکلی که در تصویر می بینیم شراره های بزرگ دارد.

(در رابطه با سرنوشت خورشید در مبحث قـیامت صحبت شده است).

دور بردنِ گرما

 

« آیا نمی بینی خدا چگونه (تا کجا) گرما را کشید و دور برد؟ و اگر می خواست آنرا یکنواخت می کرد. افزون بر آن، خورشید را نیز دلیلی برای آن قرار دادیم ـــ سپس آنرا در چنگ خود به طرف خود کشیدیم کشیدنی نامحسوس».

ظِـلّ اسم است بمعنی: چیز  یکنواخت، یکسان، یکسانی و یکنواختی. در معنی دوم خود از جمله به "سایه" اطلاق شده (به اعتبار: "یکنواختی حرکت آن و یا یکنواختی و یکسانی آن با صاحب خود") ـــ و بعد به "گرما" اطلاق شده، (که اشاره ضمنی و تلویحی بوده به: رفتن به "سایه"). در آیه به بمعنی "گرما" بکار گرفته شده است. و گرما در آیه مجاز است. یعنی منظور از دور بردن گرما "دور بردن زمین" است. (در مقدمه در رابطه با مجاز صحبت شده).

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
شنبه 5 آذر 1390

اقـوام

قوم لوط

«و لوط وقتیکه به قوم خود گفت: شما به فحشائی میپردازید که پیش از شما هیچکسی از جهانیان به آن نپرداخته است ــــ آیا با مردان آمیزش جنسی می کنید و راه زنی می کنید و در انجمنهای خود به کارهای ناخوشایند می پردازید؟ پاسخ قوم وی چیزی غیر از این نبود: اگر راست می گوئی عذاب خدا را بیاور (عنکبوت: 28ـ29)».

« وقتی فرمان ما رسید بالای آن (شهر) را بجای شالوده آن قرار دادیم (یعنی شهر پائین کشیده شده که سقف ها از سطح زمین پائین تر رفته و بجای شالوده ها قرار گرفته)، و بر آن (شهر) سنگِ گِلِ پخته شده سفتِ گوگردی (یا متمایل به زرد) را لایه لایه بر آن باریدیم (هود: 82)».

« از آن (شهر) نشانه ای عینی برای کسانیکه میاندیشند بجا گذاشتیم (عنکبوت: 35)».

بنابر آیات قرآن قوم لوط قومی بوده اند که مردان آن از جمله هم جنس گرائی داشته اند. و با کشیده شدن شهر آنها به پائین و باریده شدنِ لایه لایه سنگِ گِلِ پخته شده سفتِ گوگردی (یا متمایل به زرد) از بین رفته اند و اثری از آن نیز برای اندیشمندان بجا گذاشته شده است.

 

 

 

 

 

 

قوم لوط در شهر سدوم در بخش جنوبی دریای مرده که در تصویر ماهواره ای می بینیم زندگی می کرده اند. نقاشیها و جسدهای سنگی بدست آمده از زیر زمین همه نشان می دهند که فرهنگ و مناسبات مردم مسائل جنسی و هم جنس گرائی بوده است.

در این تصویر ماهواره ای منطقه جغرافیائی دریای مرده که با فلش نشان داده شده می بینیم و شهرِ سدومِ قومِ لوط در آن قرار داشته است.

 مطالعات زمین شناسی می گوید که زمین در منطقه مزبور بر اثر فشارهای آتش فشانی در یک گسل (شکاف لایه های زمین) نشست کرده است. قله های منطقه دهانه های آتش فشان دارند، منطقه دارای گدازه های آتشفشانی سرد شده بر سطح لایه های سنگهای رسوبی و آهکی است. و نشانده این هستند که در آن منطقه زلزله رخ داده و آتشفشان از 3 نقطه مواد آتشفشانی را بر روی شهر ریخته بوده و شهر را دفن کرده است. همینطور در محل شهر سدوم یک شیب درازی وجود دارد که ناشی از فرو ریختن مواد ناشی از زلزله بوده است. بقایا و شواهد جغرافیائی گفته های قرآن در مورد قوم لوط را تآیید علمی میکند.

نابودی قـوم عاد با باد صَـرصَـر

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها : قوم لوط، قران شناسی، قوم عاد،
          
شنبه 5 آذر 1390
معجزه علمی قرآن کریم ،محاسبه سرعت نور







چکیده

بالاترین سرعت درجهان طبیعت، یا همان سرعت نور درخلأ درسه آیه از آیات شریفه قرآن کریم (سوره یونس، آیه5 ،سوره انبیا، آیه33 وسوره سجده ،آیه5) اشاره شده که این مقدار ثابت اساسی جهانی را با حرکت سامانه زمین-ماه بیان فرموده است. تفسیرجدید ومبتنی برتئوری نسبیت که از این تعریف قرآنی ارائه شده، مقدار سرعت نور را برابر 299،792،5=c کیلومتر برثانیه به دست می دهد،که انطباق حیرت انگیزی با مقدار مورد قبول جهانی آن دارد. این نتیجه شگفت انگیز،در واقع تأکیدی بر یکپارچگی جهان مادی ،صحّت نظریه نسبیّت خاص وحقّانیت قرآن کریم است.
کلید واژه ها: اعجازعلمی قرآن ، سرعت نور،نظریه نسبیت، سامانه زمین - ماه.

مقدمه 

سرعت نور درخلأبه تعداد کمی از ثابت های اساسی فیزیک مربوط است ؛اگر چه بین همه ثابت های اساسی نیز ،این مقدار از جایگاه پراهمیتی برخوردار است ،چراکه در شاخه های گوناگون علم فیزیک کاربرد دارد.اغراق نیست اگر گفته شود که داستان تعیین سرعت نور با تاریخ دقیق علم فیزیک برابراست و این داستان همچنان نیز ادامه دارد .(1)از دوران یونان باستان تا قرون وسطی ،سرعت نور بی نهایت پنداشته می شد.ارسطو معتقد بود که نورآناً منشر می شود!در قرن یازدهم میلادی ،یک دانشمند مسلمان به نام «الحسن »،اعلام کرد که سرعت نورعدد محدودی است .گالیله (1600میلادی )سعی کرد تا سرعت نور را اندازه گیری کند اما موفق نشدو ابراز کرد که سرعت نور را با استفاده از خسوف های قمر مشتری اندازه گیری کرد .او به عدد غیردقیق 215،000کیلومتر بر ثانیه رسید ،زیرا قطر مدار دوران زمین دقیقاًشناخته نشده بود .از قرن هفدهم میلادی به بعد ،آزمایش های انجام گرفته نشان دهنده پیشرفت روش ها و تکنیک های تعیین سرعت نوربوده است (2)
عددی که فرومه به دست آورد تا مدت زیادی به عنوان دقیق ترین مقدار سرعت نور شناخته می شد،تا اینکه در سال 1983از تداخل سنجی تابش نورلیزر برای تعیین دقیق سرعت نوراستفاده شد.مطابق به مؤسسه ملی استاندارد آمریکا سرعت نور برابر است با :C=299792,4574+0,0011km/sو مطابق با آزمایشگاه ملی فیزیک بریتانیا برابراست با :
C=299792,4590+0,0008km/s
تعریف جدید متر (واحد طول )نیز دراکتبر 1983درکنفرانس عمومی «اوزان و مقادیر »برمبنای سرعت نور به این صورت ارائه شد :«یک متربرابربا مسافتی است که نور در خلأدر فاصله زمانی 1/299792458ام ثانیه می پیماید ».تثبیت مقدار سرعت نور پس از تعریف مقدار متر بر اساس آن هنوز به معنی آن نیست که داستان این ثابت بنیادین به پایان رسیده است .(3)پرسش های متعدد دیگری درباره رابطه میان این ثابت چند وجهی و رمزآلود با نظریه نسبیت وجود دارد.
حکم دوم نظریه نسبیت خاص آلبرت انیشتین (1905میلادی )می گوید :«سرعت نور در خلأ در تمامی دستگاه های اینرسی و در تمامی جهات ثابت بوده و هیچ وابستگی به سرعت منبع یا سرعت ناظر ندارد »پاؤلی (1958میلادی )می گوید که داده های به دست آمده از ستارگان دوقلو تا حدی صحت این حکم را نشان می دهد .مطابق با نظریه نسبیت عام انیشتین ،(1917میلادی )قانون ثابت بودن سرعت نور در خلأ نمی تواند در هر شرایطی معتبرباشد چرا که انحنای پرتوهای نورتنها با متغیر بودن سرعت آن امکان پذیراست .انیشتین این تناقض میان نظریه های نسبیت خاص و عام خویش را در مقاله اش این چنین برطرف می کند :(1917میلادی )«نتایج نظریه نسبیت خاص تنها هنگامی معتبراست که تأثیرمیدان های گرانشی حذف شود».
شرط اعتبارحکم دوم نظریه نسبیت خاص دراین مقاله گرفته می شود ،چرا که ثابت بودن سرعت نور نیاز به فضای خلأ مطلق دارد.از دیدگاه انیشتین برای دستیابی به خلأ، تخلیه حجمی از فضا از اتم ها ،مولکول ها و ذرات کافی نیست ،بلکه باید بتوان از میدان گرانشی نیز رهایی یافت .از این رو دراین مقاله اثر میدان گرانشی خورشید برحرکت مداری مرکز -محور ماه حذف می شود و طبق فرمولی که قرآن کریم ارائه کرده ،رابطه استاندارد مرجعی برای بزرگترین سرعت کهکشانی بیان می شود.(4)

حرکت مدار ماه در قرآن 

چهارده قرن پیش ،قرآن ،کتاب مقدس مسلمانان از سوی خداوند برای هدایت بشریت به پیامبراسلام وحی شد.مسلمانان از تقویم قمری برای محاسبه زمان استفاده می کنند .قرآن کریم می فرماید :«او (خداوند )همان کسی است که خورشید را درخشان و ماه را تابناک قرار داد و برای ماه جایگاه هایی قرار داد تا شما سال ها و محاسبه آنها را بدانید .خداوند همه اینها را نیافرید مگربه حق .و او اینچنین نشانه هایش را برای خردمندان بیان می کند ».(یونس آیه 5).(5)
سال قمری دوازده ماه است و هر ماه با دوران کامل حول زمین تعریف می شود .قرآن کریم این مدارحرکت ماه را این چنین بیان می کند :«و او (خداوند )کسی است که شب وروز و خورشید و ماه را آفرید ؛که هر کدام در مدارخویش شناوراند ».(انبیاءآیه33)همانگونه که مشاهده می شود ،وجود مدارحرکتی برای هریک از اجرام آسمانی مانند ماه و خورشید یک حقیقت جالب علمی است که دراین آیه شریفه بیان شده ،حقیقتی که تنها چند صد سال پیش توسط دانش نوین کشف شد.(6,7)
امروزه مفهوم سال قمری گستردگی وسیعی پیدا کرده است ،همانگونه که می دانیم ،ماه نزدیک ترین همسایه و همراه ما در فضا است.غالبا گفته می شود که زمین و ماه یک مجموعه سیاره دوقلو را تشکیل داده اند.همچنان که ماه در مدار خود دور زمین دوران می کند، تغییر در موقعیت های نسبی ماه ،زمین و خورشید باعث تشکیل فازهای گوناگون ماه می شود.فاصله زمانی بین دو ماه نو 29,53روز است و ماه تقویمی نامیده می شود.با توجه به گردش زمین و ماه به دورخورشید ،موقعیت ماه نسبت به ستارگان تغییر می کند .مدت زمانی که ماه به همان موقعیت قبلی خود (از دیدگاه ناظر روی زمین )باز می گردد را ماه نجومی (برابر 27,32روز )می نامند که نمایانگر کل زمان واقعی گردش ماه در مدارخویش است.مدارماه نیز تقریباً دایره ای شکل بوده و شعاع متوسطی برابر384264کیلومتر دارد
جدول 1مقادیر مربوط به زمانهای ماه قمری و روز زمینی 

تقویمی

نجومی

مدت

29،53059

27،321661روز =655،71986ساعت

ماه قمری

24ساعت=86400ثانیه

23ساعت و 56 دقیقه و 4،0906ثانیه=86164،09063

روز زمینی


ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
شنبه 5 آذر 1390
تاریخ انتشار gta v مشخص شد /خرید max payne 3 برای pc
آیا می‌دانید یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است.
آیا می‌دانید سالی ۵۰۰ شهاب سنگ به زمین برخورد می‌کنند.
آیا می‌دانید خورشید روزی ۱۲۶٫۰۰۰ میلیارد اسب بخار انرژی به زمین می‌فرستد.
آیا می‌دانید کوچک‌ترین زمین فوتبال ساخته شده یک بیست هزارم یک تار مو است (نانو).
آیا می‌دانید با دویدن می‌توان مسافر زمان بود و کسری از ثانیه از دیگران بیشتر عمر کرد.
آیا می‌دانید ۵۶ درصد افرادی که دست چپ هستند، تایپیستند.
آیا می‌دانید برای تولید ۱ لیتر بنزین ۲۳٫۵تن گیاه در گذشته مدفون شده است.
آیا می‌دانید هر ۱ دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض می‌شود.
آیا می‌دانید داوینچی با یک دست می‌نوشت و با دست دیگر نقاشی می‌کشید.
آیا می‌دانید گوش و بینی در تمام طول عمر رشد می‌کنند.
آیا می‌دانید آب دریا بهترین ماسک صورت است.
آیا می‌دانید در ساخت برج ایفل ۲٫۵ میلیون پیچ و مهره به کار رفته است.
آیا می‌دانید بینی انسان قادر به تشخیص ۱۰٫۰۰۰ نوع بوی مختلف است.
آیا می‌دانید انرژی که خورشید در ۱ ثانیه تولید می‌کند برای مصرف ۱ میلیون سال زمین کافی است.
آیا می‌دانید غیرممکن است که بتوانید با چشم باز عطسه کنید.
آیا می‌دانید ما در طول زندگیمان ۱۸ کیلو پوست می‌اندازیم.
ایا میدانید رنگ مورد علاقه ۸۰ درصد آمریکایی‌ها آبی است!
آیا می‌دانید وقتی شخصی در سریلانکا سرش را از طرفی به طرفی دیگر تکان می‌دهد یعنی باشه.
آیا می‌دانید در این دنیا تعداد جوجه‌ها از آدم‌ها بیشتر است.
آیا می‌دانید نوارهای لاستیکی خیلی طول می‌کشد تا سرد شوند.
آیا می‌دانید مغز در هنگام خواب فعال‌تر از وقتی است که تلویزیون می‌بینید.
آیا می‌دانید اگر مادران در زمان بارداری سیب به خصوص سبز استفاده کنند نوزادانشان زیبا می‌شوند.
آیا می‌دانید مادران باردار از انگور و جوانه گندم و امگا ۳ استفاده کنند بچه‌های آن‌ها تیزهوش می‌شوند.
آیا می‌دانید خورشید فقط ۱ بر ۴۰٫۰۰۰جرم خود را از دست داده است.
آیا می‌دانید ایران ۱۰۱۸ شهر دارد.
آیا می‌دانید پر آب‌ترین رود ایران کارون در خوزستان است.
آیا می‌دانید بام ایران استان چهارمحال و بختیاری است.
آیا می‌دانید هر فردی در طول ۲۴ ساعت ۲۳ هزار بار نفس می‌کشد
 






نوع مطلب :
برچسب ها : max payn 3، max payn 3 منتشر شد، max payn 3 خرید، max payn 3 برای pc، trainer بازی driver، trainer rage، ترینر دانلود، دانلود، بزرگترین سایت دانلود، سایت تخصصی دانلود، سایت تخصصی یاس، سایت تخصصی هیچکس، gta v، gta v تاریخ انتشار، ترینر، دانلودستان،
          
شنبه 5 آذر 1390

منمحمد حسینی ‌بهشتی كه گاه به اشتباه محمد حسین بهشتی می‌نویسند. نام اولم محمد و نام‌ خانوادگی تركیبی است از حسینی ‌بهشتی. در دوم آبان 1307 در شهر اصفهان در محله لومبان متولد شدم، منطقه زندگی ما یك منطقه قدیمی است، از مناطق بسیار قدیمی شهر است. خانواده من یك خانواده روحانی است. پدرم روحانی بود. تحصیلاتم را در یك مكتبخانه در سن چهار سالگی آغاز كردم. خیلی سریع خواندن و نوشتن و خواندن قرآن را یاد گرفتم و در جمع خانواده به عنوان یك نوجوان تیزهوش شناخته شدم. تا اینكه قرار شد به دبستان بروم. دبستان دولتی ثروت، در آن موقع كه بعدها به نام 15 بهمن نامیده شد. وقتی آنجا رفتم از من امتحان ورودی كردند و گفتند كه باید به كلاس ششم برود ولی از نظر سن نمی‌تواند بنابراین در كلاس چهارم پذیرفته شدم و تحصیلات دبستانی را همان جا به پایان رساندم.

از آنجا به دبیرستان سعدی رفتم. سال اول و دوم را در دبیرستان گذراندم و اوایل سال دوم بود كه حوادث شهریور 20 پیش آمد، با حوادث شهریور 20 علاقه و شوری در نوجوان‌ها برای یادگیری معارف اسلامی به وجود آمد. در سال 1321 تحصیلات دبیرستانی را رها كردم به مدرسه صدر اصفهان رفتم برای ادامه تحصیل، چون در این فاصله یك مقدار خوانده بودم. از سال 1321 تا 1325 در اصفهان تحصیلات ادبیات عرب، منطق، كلام و سطوح فقه و اصول را با سرعت خواندم كه این سرعت و پیشرفت موجب شده بود كه حوزه آنجا با لطف فراوان با من برخورد كند. در سال 1324 از پدر و مادرم خواستم كه اجازه بدهند در یك حجره‌ای كه در مدرسه داشتم، شب‌ها هم در آنجا بمانم و به تمام معنا طلبه شبانه‌روزی باشم. این را بگویم كه در دبیرستان در سال اول و دوم زبان خارجی ما فرانسه بود و در آن دو سال فرانسه خوانده بودم ولی در محیط اجتماعی آن روز آموزش زبان انگلیسی بیشتر بود و در سال آخر كه در اصفهان بودم تصمیم گرفتم یك دوره زبان انگلیسی یاد بگیرم. یك دوره كامل «دریدر» خواندم و با انگلیسی آشنا شدم.

در سال 1325 به قم آمدم. حدود شش ماده در قم بقیه سطح، مكاسب و كفایه را تكمیل كردم و از اول 1326 درس خارج را شروع كردیم. درس خارج فقه و اصول نزد استاد عزیزمان مرحوم آیت‌الله محقق داماد می‌رفتم و همچنین درس استاد و مربی بزرگوارم و رهبرمان امام خمینی و بعد درس مرحوم آیت‌الله بروجردی، تعدادی درس مرحوم آیت‌الله سید محمد تقی خوانساری و تعداد خیلی كمی هم درس مرحوم آیت‌الله حجت كوه‌كمری.

به قم كه آمدم به مدرسه حجتیه رفتم. مدرسه‌ای بود كه مرحوم آیت‌الله حجت تازه بنیانگذاری كرده بودند.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
پنجشنبه 26 آبان 1390


حاج سعید قاسمی پنج‌شنبه گذشته در مراسم سالگرد شهدای حج خونین 66 در بهشت زهرا(س) تهران سخنرانی كرد و با قرائت پیام‌هایی از امام راحل در آستانه حج 66، پس از كشتار حجاج و پیام قطعنامه، از نامه اخیر رئیس‌جمهور و هاشمی رفسنجانی به پادشاه عربستان انتقاد كرد.

رجانیوز متن كامل سخنرانی سعید قاسمی در این همایش را كه حاجی بخشی پیر جبهه‌های دفاع مقدس نیز در این مراسم حضور داشته، منتشر می‌كند:

السلام علیک یا روح الله؛ و السلام علیک بجمیع شهدائک؛ الذین بذلوا مهجهم دون الحسین علیه السلام؛ طبتم و طابت الارض التی فیها دفنتم؛ فیالیتنی کنا معکم فافوز فوزا عظیما

ای کاش چون حاج بخشی در حج خونین 66 در نزد شما بودیم و در کنار حرم امن الهی آنجا که اگر حاجی مویی از بدن خود ازاله کند باید که دیه و کفاره بدهد، و اگر حشره ویا مورچه ای زیر با له کرد و یا برگ درختی را قطع نمود. امروز در جوار مزار 500 شهید آزاده که به حق می توان گفت اولین شهدای نهضت شهدای اسلام می بودیم.

هرچند این توفیق از ما سلب شد.

اما دست و بازوی همه شما عزیزانی که چه نسبت سببی و نسبی و چه به خاطر رسالت و تکلیف بزرگی که امام خمینی (ره) بر گردن شما نهاده است امروز در این مکان جمع شده اید می بوسم.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
پنجشنبه 26 آبان 1390

 

ایشالا قسمتتون بشه...

اگه قبول کنه نائب زیاره بودم...

نمی خاستم در موردش بنویسم چون نمیشد نوشت...از کجا باید نوشت و چطوری وصف کرد ....

زبان حقیرم قاصره...

اما حیفم اومد ننویسم که کجا رفتم...

جای که یه عمر بچه شیعه دلش هوای اونجا رو  داره...خدارو شکر که قبل مرگم رفتم...

حس غریبی بود عجیب بود داستانهایی  که شنیده بودی از مظلومیت های برترین مخلوقات خداوند ...




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
پنجشنبه 26 آبان 1390

شهید سید مرتضی آوینی در شهریور سال 1326 در شهر ری متولد شد تحصیلات ابتدایی و متوسطه‌ی خود را در شهرهای زنجان، کرمان و تهران به پایان رساند و سپس به عنوان دانش‌جوی معماری وارد دانشکده‌ی هنرهای زیبای دانشگاه تهران شد او از کودکی با هنر انس داشت؛ شعر می‌سرود داستان و مقاله می‌نوشت و نقاشی می‌کرد تحصیلات دانشگاهی‌اش را نیز در رشته‌ای به انجام رساند که به طبع هنری او سازگار بود ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معماری را کنار گذاشت و به اقتضای ضرورت‌های انقلاب به فیلم‌سازی پرداخت:

 "حقیر دارای فوق لیسانس معماری از دانشکده‌ی هنرهای زیبا هستم اما کاری را که اکنون انجام می‌دهم نباید به تحصیلاتم مربوط دانست حقیر هرچه آموخته‌ام از خارج دانشگاه است بنده با یقین کامل می‌گویم که تخصص حقیقی در سایه‌ی تعهد اسلامی به دست می‌آید و لاغیر قبل از انقلاب بنده فیلم نمی‌ساخته‌ام اگرچه با سینما آشنایی داشته‌ام. اشتغال اساسی حقیر قبل از انقلاب در ادبیات بوده است... با شروع انقلاب تمام نوشته‌های خویش را -  اعم از تراوشات فلسفی، داستان‌های کوتاه، اشعار و... -  در چند گونی ریختم و سوزاندم و تصمیم گرفتم که دیگر چیزی که "حدیث نفس" باشد ننویسم و دیگر از "خودم" سخنی به میان نیاورم... سعی کردم که "خودم" را از میان بردارم تا هرچه هست خدا باشد، و خدا را شکر بر این تصمیم وفادار مانده‌ام. البته آن چه که انسان می‌نویسد همیشه تراوشات درونی خود اوست همه‌ی هنرها این چنین هستند کسی هم که فیلم می‌سازد اثر تراوشات درونی خود اوست اما اگر انسان خود را در خدا فانی کند، آن‌گاه این خداست که در آثار او جلوه‌گر می‌شود حقیر این چنین ادعایی ندارم ولی سعیم بر این بوده است."

ادامه در  "ادامه مطلب"



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
پنجشنبه 26 آبان 1390

توفیق زن بیش از مرد است و اگر انسان تنزل کند، حداقل باید بگوید زن همانند مرد است. زیرا تقریباً شش سال قبل از این که مرد، مکلف بشود، زن را ذات اقدس اله به حضور پذیرفته است. زن همین که از نُه سالگی گذشت و وارد دهمین سال زندگی‌ شد، خدا او را به حضور می‌پذیرد و با او سخن می‌گوید و روزه را بر او واجب می‌کند، مناجات های او را به عنوان دستور مستحب شرعی گوش می‌دهد. آن وقتی که هنوز مرد به عنوان یک نوجوان مشغول بازی است، زن مشغول راز و نیاز و نماز است.


تکلیف

شش سال، زمینه‌سازی کردن و از دوران نوجوانی او را به حضور پذیرفتن، نماز را که عمود دین است بر او واجب کردن، روزه را که سپر دین است و حج را که وفد الی‌اللَّه است و مهمانان در آن سفر به ضیافتگاه خداوند می‌روند، بر زن واجب کردن، اینها همه نشانه آن است که زن برای دریافت فضائل، شایسته‌تر از مرد است. و اگر این منطق درست تبیین و اجرا گردد، نتیجتاً معلوم خواهد شد که زن بالاتر از مرد و لااقل همتای مرد است. ‌

 

بهره‌مندی از ثواب نماز

زن گرچه ممکن است در طی دوران عادت از برخی از عبادت محروم باشد، اما تمامی آن‌ها جبران‌پذیر است، زیرا قضای روزه‌ها را به جا می‌آورد و برای نماز اگر وضو بگیرد و در مصلّای خود رو به قبله بنشیند، و به مقدار نماز، ذکر بگوید ثواب نماز را می‌برد. همان گونه که اگر مسافری پس از خواندن دو رکعت واجب، سی یا چهل بار تسبیحات اربعه را تکرار کند، جبران آن دو رکعت ساقط شده را خواهد کرد. پس این گونه از فضائل جبران‌پذیر است. ‌

عمده آن است که مرد وقتی پانزده سالگی را تمام نمود و وارد شانزدهمین سال زندگی شد، شایستگی خطاب الهی را کسب می‌نماید و قبل از آن چنین لیاقتی ندارد، زیرا بلوغ زمینه تشرف به مقام عبودیت است.

محرومیت‌هایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار می‌شود

درباره یکی از علمای شیعه به نام ابن طاووس - رضوان اللَّه علیه - نقل شده است که روز بلوغش را جشن گرفت، او وقتی از پانزده سالگی وارد شانزدهمین سال زندگی شد، دوستان و آشنایان خود را به شکرانه این که عمر داشت و سنّ او به حدّی رسید که خدای سبحان با او سخن گفت؛ جشن گرفت، چون انسان‌ تا قبل از بلوغ، مورد خطاب تکلیفی خدا نیست، و به هنگام بلوغ لیاقت می‌یابد که مورد خطاب خدای سبحان واقع شود.

تکلیف

اما آیا این جشن در اسلام مشروعیت دارد و جزو سنن هست یا نه؟ مسأله‌ای جداگانه است، کسی به قصد ورودِ سنّت، اقدام به برگزاری این مراسم نمی‌کند، بلکه این جشن را به شکرانه یک نعمت برگزار می‌نماید. شاید مرحوم سید ابن طاووس، زیر پوشش اطلاقات اولیه که هر نعمتی به شما رسیده است حق‌شناس و شاکر باشید، چنین عملی را انجام داده است. بر این اساس، بلوغ یک شرافت است. آنها که اهل سلوکند می‌گویند ما مشرَّف شدیم نه مکلّف، چون زحمت و مشقتی در کار نیست، بلکه شرف در کار است. لذا در مناجات‌الذاکرین امام سجاد - صلوات اللَّه وسلامه علیه - می‌خوانیم «یا من ذکره شرف» ای خدایی که نام تو مایه شرافت است. ‌

اگر کسی به جایی برسد که ذکر خدا گوید و در سایه این ذکر، به یاد خدا و خدا هم به یاد او باشد، شرافتی نصیب او گردیده است، و زن شش سال قبل از مرد به این شرافت می‌رسد. اگر چنانچه به این نکته دقت شود، قبل از این که مرد به راه بیفتد و در صراط مستقیم گام بردارد،

زن بخش زیادی از این راه را طی کرده است. بنابراین هم محرومیت‌هایی که زن در دوران عادت دارد قابل جبران است و هم شش سال قبل از مرد، از همه مزایایی که مرد محروم است برخوردار می‌شود. ‌

 

زن محرومیتی ندارد !

در پایان عمر نیز برای زنان غیر سادات پس از سن پنجاه سالگی سخن از ایام محرومیت نیست و در این مدت محرومیت نیز اولاً، ایام عادت محدود وچند روز بیشتر نیست. ثانیاً، آنها که باردارند و توفیق حمل امانت را دارند نیز محرومیت از عبادت شامل آنها نمی‌شود، چون غالباً عادت با حمل جمع نمی‌شود. ثالثاً، مدت شش سالی که زن قبل از بلوغ مرد، بالغه می‌شود همه نقص‌ها را ترمیم می‌کند.

بنابراین اگر نقصانی در ایمان باشد و علت آن هم نقص در عبادت باشد، نه تنها قابل جبران است، بلکه اگر زن به این فکر بیفتد که دوران شش ساله را مغتنم بشمارد عظمتی فزونتر نیز خواهد یافت. ‌

زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‌ احیاناً راههای عاطفی، زمینه‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راهها را تعدیل می‌کند تا مبادا به انحراف

زن ریحانه است نه قهرمان !

از آنچه گفته شد روشن می‌شود سِرّ بیان حضرت امیر - سلام‌اللَّه علیه - در نهج‌البلاغه که در وصف زن خطاب به امام مجتبی علیه السلام می‌فرماید: ‌ « فاِنّ المرأة ریحانة ولیست بقهرمانة »(1). ‌ یعنی این که زن ریحان است، باید او را زودتر از مرد، تحت تربیت و تکلیف قرار داد، در غیر این صورت ضایع می‌شود.

روایتی دیگر نیز از حضرت صادق - سلام‌اللَّه علیه - نقل شده است که می‌فرماید: ‌«من اتّخذ امرأة فلیکرمها فانّما امرأة أحدکم لعبة فمن اتّخذها فلا یضیّعها»(2). ‌ مراد از لعب در روایت، بازیچه و اسباب‌بازی نیست، بلکه یعنی زن ریحانه است این ریحانه را ضایع نکنید. اسلام به اولیای مدرسه و منزل دستور می‌دهد که به دخترها بیش از پسرها رسیدگی کنید.

اگر تکلیف بر دختر، شش سال قبل از پسر شروع می‌شود بنابراین اولیای منزل و مدرسه مسؤولیتشان نسبت به دخترها بیش از پسرهاست. ‌

روی این تحلیل، معلوم می‌شود زن برای نماز و راز و نیاز، زودتر از مرد آمادگی پیدا می‌کند و اگر‌ احیاناً راههای عاطفی، زمینه‌های انحراف را پیش روی زن قرار دهد، تکالیف عبادی آن راهها را تعدیل می‌کند تا مبادا به انحراف برود.

 

پی نوشت ها :

1) نهج‌البلاغه، نامه 31.

(2) بحارالانوار، ج103، ص224.

آیت الله جوادی آملی






نوع مطلب :
برچسب ها :
          
دوشنبه 23 آبان 1390

رژیم منحوس صهیونیسیتی چندی است به پشتوانه ارباب خود ایالات متحده زمزمه‌های حمله به تاسیسات هسته‌یی جمهوری اسلامی ایران را مطرح می‌کند اما از این مساله غافل است که هرگونه حمله علیه ایران نابودی این رژیم و‌آوارگی مردم به اصطلاح بدون سرزمین را رقم خواهد زد.

در اوج بحران اقتصادی جهانی و دامنه دار شدن اعتراضات مردم به نظام‌های کاپیتالیستی غربی و مستاصل شدن این دولت‌ها در کنار تحولات بهار عربی و بیداری اسلامی که به گونه‌ای در اعتراضات مردمی در سرزمین‌های اشغالی نیز خود را نمایان کرده است، اسراییل موجودیت خود را بار دیگر در خطر می‌بیند و این پیش‌بینی امام (ره) که گفته بودند اسراییل باید نابود شود را قریب الوقوع احساس می‌کند. دیگر حمایتی از این رژیم در کار نخواهد بود تا بتواند سیاست‌های خصمانه خود را پیگیری کند و این مساله موجبات نگرانی سران این رژیم را فراهم آورده است. فشارهای وارده به این رژیم راهی جز تداوم جنگ و درگیری را برایشان باقی نگذاشته و به قول مولوی "هر کسی کو دور ماند از اصل خویش / بازجوید روزگار وصل خویش"  خواهان بازگشت به خباثت گذشته و راه‌اندازی جنگی جدید این بار علیه جمهوری اسلامی ایران است.

ایران-هسته ای

این مساله را می‌توان در اظهارات وزیر دفاع و رییس این رژیم به خوبی مشاهده کرد که متاسفانه مستمک خود را نیز اظهارات نامعقول و دوگانه مدیر کل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی قرار داده‌اند. طرح ترور فرماندهان سپاه در کنار مباحث دروغین مربوط به ترور سفیر عربستان سعودی در آمریکا همگی کمک کاری برای رژیم صهیونیستی شده است تا بتواند حمله‌ای به اصطلاح پیش‌دستانه علیه ایران سامان دهد. این اقدامات و اظهارت نابخردانه نیازی به پاسخگویی از سوی ایران ندارد؛ چراکه برخی از سران این رژیم همان ابتدا آن را عملی اشتباه و حماقت توصیف کرده اند.

یکی از مقامات این رژیم هرگونه حمله اسراییل را عملی اشتباه تلقی کرده و آن را عاملی دانسته که منطقه را صد سال در بحران فرو می برد.

این اظهارات نابخردانه که از سوی رییس رژیم صهونیستی برای دومین بار نیز مطرح شده است مورد مخالفت جدی کشورهای جهان قرار گرفته است. در این راستا وزیر امور خارجه روسیه خواستار از سرگیری مذاكرات ایران و گروه 1+5 شده و تاكید كرده است كه حمله نظامی احتمالی علیه ایران یك اشتباه بزرگ با عواقب غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. سرگئی لاوروف ـ وزیر امور خارجه روسیه با اشاره به لفاظی‌های اخیر مقامات رژیم صهیونیستی علیه ایران گفت: اقدام نظامی علیه ایران یك اشتباه بزرگ با عواقب غیرقابل پیش‌بینی خواهد بود. نباید از راه‌حل نظامی برای حل مساله هسته‌یی ایران استفاده كرد چراکه درگیری‌ها در همسایه‌های ایران یعنی افغانستان و عراق موجب رنج مردم و تعداد تلفات بالا شده است.

در همین زمینه مسكو تاكید دارد كه هیچ‌گونه شواهد قابل قبولی كه حاكی از نظامی بودن برنامه هسته‌یی ایران باشد وجود ندارد.

همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد

از سویی دیگر رئیس اسبق موساد بنیادگرایان مذهبی یهودی در اراضی اشغالی را خطر واقعی موجود علیه رژیم صهیونیستی خوانده و گفته است: خطری كه موجودیت اسرائیل را تهدید می‌كند، برنامه‌های هسته‌ای ایران نیست، بلكه افزایش تندروهای دینی در جامعه اسرائیل است. خطر واقعی علیه اسرائیل از درون آن نشات می‌گیرد و این خطر همان افراط‌گرایی یهودیان است.

اتهامات و تهدیدات سران رژزیم صهیونیستی در شرایطی علیه ایران مطرح مکی وشد که حتی در داخل اراضا اشغالی نیز مخالفت‌هایی را در پی داشته است. شرایط امروز جهانی نیز به لحاظ مسیل اقتصادی اتحادیه اروپا نیز به نفع این رژیم نیست و این رژیم را در حمله به ایران در بن‌بست قرار می دهد. از سوی دیگر توانایی‌های جمهوری اسلامی ایران در بعد امنیتی و دفاعی به حدی است که هرگونه حمله‌ای برای رژیم اسراییل دارای تبعات سنگینی خواهد بود و نابودی این رژیم غاصب را در پی خواهد داشت.

انچه واضح است این مقوله است که چنین حمله ای بطور حتم پیامدهای بدی خواهد داشت و تمامی معادلات سیاسی، نظامی وامنیتی خاورمیانه، حساس ترین منطقه جهان را بر هم می زند. اما سران اسرائیل قصد دارند با استفاده از سیاست تزریق ترس و نگرانی به افکار عمومی ایران ضعف نظامی و سیاسی خود را پنهان کنند چرا که از توان لازم برای حمله به ایران برخوردار نیستند و می دانند که در صورت بروز هرگونه حرکت نسنجیده ای در پیشدستی برای حمله نظامی به ایران خود بازنده جنگ با ایران می شوند. در واقع می توان اینطور پیش بینی کرد که اصلا حمله غافلگیرانه وجود ندارد و سران اسرائیل فقط قصد دارند از این طریق فشارهای روانی در درون ایران را افزایش داده تا بلکه به این امید بتوانند خللی در اراده دولت و ملت ایران در خصوص ادامه فعالیت‌های هسته ای بوجود آورند. اقدامی که در طول 30 سال گذشته به انحاء مختلف ادامه داشته اما نتیجه‌ای حاصل نشده است.

ایران کا پرچم

همه می دانند که اسرائیل در آرزوی تضعیف قدرت ایران است و در این راستا سعی می کند به هر طریقی که شده (حتی جنگ) اهداف خود را عملی نماید. اما می توان گفت که آرزوی اسرائیل برای حمله به ایران و بمباران مراکز هسته ای ایران نظیر آنچه که در سال 1981 و در عراق انجام داد تنها یک آرزوی واهی و بدون پشتوانه است که اسرائیل هیچوقت نمی تواند آنرا عملی نماید. پنج دلیل وجود دارد که هر گونه حمله ای به ایران از سوی اسرائیل شکست می خورد. در این زمینه بسیاری از کارشناسان و تحلیلگران بر این باورند که افشای وجود سیاستی هماهنگ و محرمانه در اسرائیل برای حمله به ایران بیش از این که جنبه واقعی داشته باشد، ماحصل کش‌مکش‌های درونی اسرائیل است، به گونه‌ای که نتانیاهو از «یرام کوهین»، رئیس کنونی شاباک خواسته که تحقیقات گسترده‌ای با حفظ گزارش‌های سری اسرائیل انجام دهد تا مشخص شود، چه کسی عامل اصلی افشای این اطلاعات بوده است. گزارش سری اسرائیل حاکی از آن است که ترتیب، رده‌بندی و آموزش نیروهای نظامی لازم برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، تنها روی کاغذ است و تازه قصد آن بوده که وارد مرحله اجرا شود که با این فضای اخیری که پیش آمده، برگه‌ها همگی به هم خورده‌ و باید از اول ترتیبات آن چیده شود. در همین راستا، «یوسی یاشوا»، روزنامه‌نگار روزنامه یدیعوت آحارونوت، در این باره نوشته است: در صورتی که اسرائیل حمله نظامی به ایران را آغاز کند، باید خود را برای اسارت دست‌کم ده خلبان اسیر شده در ایران آماده کنیم. این بار دیگر، سخن اسارت یک سرباز اسرائیلی در نوار غزه نیست، بلکه قصه ایران کاملا فرق می‌کند. به رغم این که اسرائیل توانست از خبرگی و توانایی‌هایش برای حمله به عراق و سوریه استفاده کند، ولی درباره ایران وضعیت کاملا متفاوت است. اسرائیل برای حمله به ایران، مجبور است، شمار بیشتری جنگنده ـ که احتمالا بیشتر جنگنده‌هایی که اسرائیل دارد  شامل می‌شود ـ استفاده کند؛ افزون بر آن، بیشتر تأسیسات هسته‌ای ایران در مواضعی کاملا امن محصور شده و با رادارها و سامانه‌های تدافعی پیشرفته‌ای محافظت می‌شوند و همین، باعث می‌شود نه تنها نتوانیم تأسیسات هسته‌ای ایران را کاملا ویران کنیم، بلکه درگیر جنگی طولانی مدت و چند ساله خواهیم شد.

گزارش سری اسرائیل حاکی از آن است که ترتیب، رده‌بندی و آموزش نیروهای نظامی لازم برای حمله به تأسیسات هسته‌ای ایران، تنها روی کاغذ است و تازه قصد آن بوده که وارد مرحله اجرا شود که با این فضای اخیری که پیش آمده، برگه‌ها همگی به هم خورده‌ و باید از اول ترتیبات آن چیده شود

«آری شافیت» نیز در روزنامه هاآرتص، می‌نویسد: اسرائیل به هیچ وجه آمادگی ندارد که خود را برای یک حمله نظامی به ایران آماده کند. وی از مقام‌های اسرائیلی می‌پرسد: آیا دولت اسرائیل توانسته از پس مشکلات درونی خود برآید، یا بحث اشغال و اشغالگری را پایان دهد و از امنیت مرزهایش مطمئن شود که هم‌اکنون به فکر جنگی تازه افتاده است؟ آیا جبهه داخلی خود را برای انجام چنین کاری آماده کرده است؟ آیا اسرائیل آمادگی دارد با رخدادهایی به مراتب شدیدتر و سخت‌تر ـ که احتمالا از زمان راه‌اندازی رژیم صهیونیستی آن در سال 1948 تا کنون سابقه نداشته است ـ مقابله کند؟

وی در پایان مطلب خود را این گونه به پایان می‌رساند که نتانیاهو و باراک هیچ کدام مطالعات جدی برای انجام چنین حمله‌ای انجام نداده‌اند، بلکه همه اطلاعات آنها مبنی بر این پندار است که: اگر به ایران حمله کنیم، بازتاب آن تنها دراماتیک خواهد بود و وارد یک جنگ رو در رو با ایران نخواهیم شد؛ یعنی تنها باید شاهد حمله نظامی حماس و حزب‌الله باشیم، ولی اگر حمله را به تعویق بیندازیم، مجبوریم در کنار کشوری زندگی کنیم که از امکانات هسته‌ای بالایی برخوردار است و می‌تواند زندگی ما را تا ابد تغییر دهد و حتی زمان بقای ما را کوتاه کند. 

با این تفاصیل به خوبی مشهود است که این رژیم نه‌تنها توان حمله به ایران را ندارد بلکه از درون نیز در این زمینه با اختلافاتی مواجه است. ضمن اینکه هرگونه حمله به اصطلاح پیش‌دستانه‌ای نابودی این رژیم را در ژی خواهد داشت. پس در نتیجه حمله به ایران در حد یک بلوف سیاسی است که نباید آن را جدی گرفت.





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
یکشنبه 22 آبان 1390

نشریه "فارن پالیسی" در مقاله‌ای به بررسی نقطه شروع افول آمریكا می‌پردازد و علت آن را حمله عراق به كویت و متعاقب آن لشكركشی آمریكا به خلیج فارس و اشتباهات صورت گرفته توسط این كشور می داند.

آمریکا

این نشریه در این مقاله به قلم "استفان. ام والت" نوشت: صدام حسین در تاریخ 2 اوت سال 1990 به کویت حمله کرد و سلسله وقایعی را به راه انداخت که علاوه بر خود صدام برای آمریكا نیز پیامدهای شومی به دنبال داشت. در واقع می‌توان گفت که این حمله، اولین گام از سلسله حوادثی بود که بر پیکره آمریکا و جایگاه آن در جهان آسیب جدی وارد کرد.

البته همه ما از آن چه در جنگ اول خلیج فارس روی داد، با خبر هستیم. پس از پشت سر گذاشتن دوره‌ای از شک و تردید و بحث‌های عمومی در زمینه راهکارهای مختلف، دولت بوش پدر ائتلاف بین‌المللی بزرگ و متنوعی تشکیل داد و به سرعت آرایش نظامی بزرگی را بسیج کرد كه عمدتا از نیروهای نظامی آمریكا تشكیل شده بود.

به دنبال آن ائتلاف نظامی، مجوز شورای امنیت سازمان ملل برای استفاده از زور را به دست آورد. هرچند جنگ‌طلبان برجسته ( راست‌های افراطی در کاخ سفید ) پیش‌بینی می‌کردند که این جنگ بسیار طولانی و خونین خواهد بود، این ائتلاف به سركردگی آمریکا، نیروهای سه ‌گانه عراق ( زمینی، هوایی، دریایی ) را زمین‌گیر کرد و قسمت قابل توجهی از ماشین نظامی صدام را از کار انداخت.

به دنبال آن آمریکا تحریم‌های مداخله جویانه‌ای را بر عراق تحمیل و برنامه سلاح‌های کشتار جمعی عراق را فلج و آن را به یک گلوله توخالی تبدیل کرد. علی ‌رغم فشار شدید بر بوش و متحدانش برای "حرکت به سمت بغداد"، وی آگاهانه از گزینه اشغال عراق صرف نظر كرد. آنها به نکته‌ای پی بردند که بوش پسر به آن پی نبرد: " تلاش برای اشغال و سامان دهی مجدد به اوضاع سیاسی یک کشور عربی كاملا چند پاره، اقدامی احمقانه است".

پیروزی فوق‌العاده در جنگ اول خلیج فارس باعث شروع سلسله حوادث تاسف بار بعدی بود. از نگاه آمریکا و متحدانش، صدام اینک به عنوان بدترین انسان روی زمین شناخته می‌شد، هرچند که در طول جنگ ایران و عراق در دهه 1980، آمریکا از حمایتش از صدام راضی و خوشنود بود. اما مهم‌ترین نكته جنگ اول خلیج فارس اجرای طرح "مناطق پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق بود.

کلینتون

اما بدتر از آن این كه کلینتون همگام با ورودش به کاخ سفید در سال 1993، اقدام به اتخاذ راهبرد "مهار دوگانه" کرد. تا آن زمان، آمریکا به عنوان "نیروی موازنه دهنده خارجی" در خلیج فارس عمل می‌کرد و با دقت از به کارگیری واحدهای بزرگ نیروی زمینی یا هوایی در پایگاه‌های دائمی در خلیج فارس خودداری می‌کرد.

آمریکا از سال 1940 از شاه ایران پشتیبانی می‌کرد؛ پس از آن در دهه 1980 این حمایت‌ها به سمت عراق تغییر جهت داد. هدف آمریكا این بود تا از تفوق هر قدرت واحدی بر منطقه نفت خیز خلیج فارس جلوگیری کند و آگاهانه قدرت‌های رقیب را برای چندین دهه علیه یکدیگر سرگرم ساخت.

به هر حال، آمریکا با اتخاذ راهبرد مهار دوگانه، خود را متعهد به برخورد با دو کشور ایران و عراق کرد که با هم دشمنی داشتند؛ در نتیجه آمریكا مجبور شد تا هواپیماها و نیروهای نظامی زیادی را در عربستان سعودی و کویت مستقر کند. همان‌ طور که کنت پولاک و تریتا پارسی با ارائه سند و مدرك نشان دادند، اتخاذ این راهبرد خواسته رژیم صهیونیستی بود و مقامات آمریکایی جاهلانه و احمقانه بر این باور بودند که با انجام این کار رژیم صهیونیستی نرمش بیشتری در فرآیند صلح اسلو از خود نشان خواهد داد.

کلینتون همگام با ورودش به کاخ سفید در سال 1993، اقدام به اتخاذ راهبرد "مهار دوگانه" کرد. تا آن زمان، آمریکا به عنوان "نیروی موازنه دهنده خارجی" در خلیج فارس عمل می‌کرد و با دقت از به کارگیری واحدهای بزرگ نیروی زمینی یا هوایی در پایگاه‌های دائمی در خلیج فارس خودداری می‌کرد

اما صرف هزینه‌های بسیار زیاد و استقرار هزاران سرباز آمریکایی طی یك دوره طولانی در عربستان سعودی، منجر به ظهور القاعده شد. اسامه بن لادن از حضور سربازان "کفر" در سرزمین عربستان عمیقا آزرده خاطر شده بود، بنابراین راهبرد احمقانه مهار دوگانه هیچ نقشی در مشکل تروریسم آمریکا بازی نکرد. همچنین این راهبرد تلاش‌های صورت گرفته برای بهبود روابط بین آمریکا و ایران را بی حاصل گذاشت. در مجموع راهبرد مهار دوگانه اشتباه فاحش بسیار بزرگی بود.

این همان چیزی است که جورج دبلیو بوش پس از حوادث 11 سپتامبر انجام داد. دولت بوش تحت نفوذ نومحافظه کارانی که با راهبرد مهار دوگانه مخالف بودند و آن را به اندازه کافی موثر و كارآمد نمی‌دیدند، راهبرد جدید "دگرگونی منطقه‌ای" را اتخاذ کرد.

آمریکا

به جای حفظ موازنه قدرت منطقه‌ای یا مهار همزمان ایران و عراق، آمریکا اینک قصد داشت تا از قدرت نظامی خود برای سرنگونی رژیم‌های خاورمیانه استفاده کند و این کشورها را به کشورهای دموکراتیک طرفدار آمریکا تبدیل کند.

این طرح، راهبرد مهندسی اجتماعی بود که تا قبل از آن در این مقیاس هرگز مشاهده نشده بود. افکار عمومی و کنگره آمریکا اگر چه نسبت به این اقدامات بدگمان نبودند، اما هیچ میل و اشتیاقی نیز به این بازی خطرناك نداشتند. به همین دلیل دولت بوش متوسل به مبارزات سیاسی فریبکارانه‌ای شد تا بتواند توجه کنگره و افکار عمومی را به خارج از مرزها معطوف دارد؛ معطوف به چیزی که گام نخست این طرح افراطی و بلندپروازانه تلقی می‌شد. فریب کاری‌ها و ضدونقیض گویی‌ها موثر واقع شد و آمریکا در مارس 2003 وارد جنگ غیر ضروری خود با عراق شد.

نه تنها "ماموریت انجام شده" خیلی زود به باتلاقی پرهزینه برای آمریکا تبدیل شد، بلکه با متلاشی کردن عراق ( کاری که آمریکا انجام داد ) موازنه قدرت در خلیج فارس بر هم خورد و جایگاه ژئوپلیتیک ایران نیز بهبود یافت.

حمله به عراق همچنین منابع و امکانات را از افغانستان به سمت عراق منحرف کرد که این امر به ظهور دوباره طالبان به عنوان نیروی مبارز قوی در افغانستان منجر شد. بنابراین تصمیم بوش برای سرنگونی صدام در سال 2003 مستقیما منتهی به شکست نه تنها در یک جنگ بلکه در دو جنگ شد.

راه‌اندازی این دو جنگ، فوق‌العاده پرهزینه بودند. همراه با کاهش مالیات و عدم مسئولیت پذیری‌های مالی، این اشتباه راهبردی باعث افزایش کسری بودجه فدرال در سطحی خطرناک شد و سبب وقوع بن بست مالی در آمریکا شد که مطمئنا تا سال‌های سال با آن دست به گریبان خواهد بود.

اگر صدام به کویت حمله نمی‌كرد، آمریکا وادار به انتخاب راهبرد "مهار دوگانه" نمی‌شد. فرآیند صلح اسلو شکست نمی‌خورد، القاعده به حال خود رها و آمریکا فریفته نئومحافظه کاران نمی‌شد و چهار نعل به سمت حوادث احمقانه عراق نمی‌رفت

بدیهی است، هیچ یک از این نتایج پس از سال 1990 اجتناب ناپذیر نبودند. اگر راهبردست‌های باهوش تر و خونسردتری بعد از جنگ اول خلیج فارس در راس بودند، ممکن بود از پیروزی در این جنگ برای ایجاد نظم پایدار و با ثبات در سرتاسر منطقه خاورمیانه بهرمند شویم. به ویژه، نیروی نظامی خود را از منطقه خارج کنیم و به حالت موازنه کننده خارجی بر گردیم.

اگر صدام به کویت حمله نمی‌كرد، آمریکا وادار به انتخاب راهبرد "مهار دوگانه" نمی‌شد. فرآیند صلح اسلو شکست نمی‌خورد، القاعده به حال خود رها و آمریکا فریفته نئومحافظه کاران نمی‌شد و چهار نعل به سمت حوادث احمقانه عراق نمی‌رفت. اگر مورخان در آینده به دنبال لحظه‌ای باشند كه امپراتوری آمریکا به اوج خود رسید و سپس شروع به افول کرد، جنگی که 21 سال پیش آغاز شد، را نقطه عطفی برای آغاز این افول عنوان خواهند کرد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
          
یکشنبه 22 آبان 1390

عید غدیر
فقه غدیر 

غدیر دریایى از معارف است. فقه،  فرهنگ،  کلام،  اخلاق و تفسیر،  همه را دارد؛ ولى دریغ که گوهرهایش تا کنون استخراج نشده است،  هر چند دستان سخاوتمند امواج غدیر گاه دانه‏هاى گرانبهایى را به ساحل‏نشینانش ارزانى داشته است. در این نوشتار بر آنیم نگاهى به فقه غدیر افکنیم،  پیش از ورود به بحث توجه به چند نکته ضرورى مى‏نماید: 
* مراد از فقه غدیر اعمال مستحب این روز است. روایات سى و شش عمل را در این روز مستحب شمرده‏اند که ما آنها را به ترتیب حروف الفبا ارائه مى‏کنیم. 
* این تعداد حکم براى یک روز نشان از اهمیت،  حساسیت و عظمت آن دارد. در اسلام براى هیچ روزى،  هر چند بسیار مهم و مقدس،  این تعداد حکم ارائه نشده است. در برخى از روزهاى مهم مانند فطر و قربان،  عرفه و مباهله اعمال متعددى مستحب شمرده شده،  ولى اگر همه آنها را به یکدیگر ضمیمه کنیم،  با مستحبات غدیر برابرى نمى‏کنند. 
* دومین ویژگى فقه غدیر جامعیت است. در هر زمینه‏اى عملى وارد شده،  اعمالى جامع و بى کم و کاست؛ از عمل عبادى تا برنامه سیاسى همایش و طرح اقتصادى ایجاد مساوات همه در فقه غدیر گرد آمده است. گستردگى و غناى این اعمال چنان است که مى‏توان گفت در آینه فقه کامل غدیر کمال دین تجلى یافته است. 
* سومین ویژگى فقه غدیر این است که براى اعمال آن فضیلتهاى منحصر بفرد قرار داده‏اند؛ که در جاى دیگر به چشم نمى‏خورد و این حتى از فضیلتهاى ماه رمضان نیز بیشتر است. مرحوم میرزا جواد آقا تبریزى مى‏گوید:  « فضیلتى که براى روز غدیر وارد شده نسبت به فضیلتهاى ماه رمضان زیادتر است. »  (1)
* در خلال اعمال غدیر به برخى از این فضیلتها اشاره خواهد شد. چرا این حجم از اعمال را،  با آن همه فضیلت،  براى روز غدیر قرار داده‏اند؟ امام صادق (ع) در پاسخ بدین پرسش مى‏فرماید:  « اعظاما لیومک؛ (2) تا با این اعمال روز غدیر را بزرگ بدارى » . این سخن امام ششم(ع) دو حقیقت را آشکار مى‏سازد: یکى اینکه باید روز غدیر را بزرگ داشت و دیگر اینکه بزرگداشت غدیر با انجام دادن اعمال ویژه این روز تحقق مى‏یابد. 

افطارى دادن 
در میان اعمل روز غدیر افطارى دادن به مؤمن جایگاهى والا دارد. بر اساس روایات در این عمل فضیلتى بزرگ نهفته است. امام على(ع) مى‏فرماید: من افطر مؤمنا فى لیلة فکأنما افطر فئاما... (3) 
کسى که مؤمن روزه‏دارى رادر غدیر افطار دهد،  مانند این است که ده فئام را افطار داده است. فردى پرسید: اى امیرمؤمنان(ع)  « فئام »  چیست؟ حضرت فرمود: صد هزار پیامبر(ص) و صدیق و شهید.
شبیه به این روایت،  حدیثى از امام صادق(ع) نیز نقل شده است. (4) بر اساس برخى از روایات امام رضا(ع) در روز غدیر گروهى را براى افطار نزد خود نگاه داشت . (5) 

ادامه در ادامه مطلب



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
یکشنبه 22 آبان 1390

اولین گوشی آندرویدی ایرانی معرفی شد – GLX G1 -  

گوشی آندرویدی ایران

کمپانی ایرانی GLX که پیش از این تنها گوشی هایی مبتنی بر جاوا و یک نمونه تقریبا آزمایشی ویندوز موبایل را تولید کرده بود برای اولین بار یک اسمارت فون مبتنی بر آخرین نسخه اندروید را رونمایی نمود. اطلاعات زیادی از این اسمارت فون که GLX G1 نام دارد در دست نیست. ولی برخی مشخصات اعلام شده را می توانید در ادامه مطلب ببینید.

مشخصات جدید اضافه شد 

صفحه نمایش: لمسی خازنی / دارای اندازه ۴٫۱ اینچی
نسخه سیستم عامل: اندروید ۲٫۳ موسوم به نان زنجبیلی (Gingerbread)
دوربین اصلی: ۵ مگاپیکسلی
دوربین ثانویه: دارد / با پشتیبانی از تماس ویدئویی
GPS: دارد
Wi-Fi: دارد / با قابلیت مسیریابی
۳G: دارد

مشخصات جدید

همچنین اعلام شده است که این گوشی به صورت پیشفرض علاوه بر مارکت اصلی اندروید (که برای ایرانیان مسدود است) از مارکت ایرانی”بازار” استفاده خواهد کرد.

گوشی آندرویدی ایران

چند تصویر منتشر شده از این اسمارت فون شباهت زیاد آن به محصولات کمپانی های HTC و Motorola را نشان می دهد که به عنوان اولین محصول قابل قبول است. اما بهتر است GLX مانند اکثر تولید کنندگان موبایل استایل ظاهری خاص خود را طراحی کرده و بر روی گوشی هایش پیاده کند. هرچند که همه

چیز در ظاهر خلاصه نمیشود و نام اسمارت فون نیز یادآور Samsung GS 1 می باشد!

گوشی ایرانی





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
جمعه 20 آبان 1390

روز نهم ذی‌الحجه روز عرفه و از اعیاد عظیمه است، هرچند به اسم عید نامیده نشده و روزی است که حق تعالی بندگان خویش را 

به عبادت و طاعت خود خوانده و مؤید جود و احسان خود را برای ایشان گسترانیده و شیطان در این روز خوار و حقیرتر و رانده‌تر و در

خشمناکترین اوقات خواهد بود.


روایت شده که حضرت امام زین‌العابدین ـ علیه‌السلام ـ شنید در روز عرفه صدای سائلی را که از مردم سؤال می‌نمود. فرمود: 

وای بر تو! آیا از غیر خدا سؤال می‌کنی در این روز و حال آن‌که امید می‌رود در این روز برای بچّه‌های در شکم آن‌که فضل خدا شامل

آنها شود و سعید شوند و از برای این روز اعمال چند است:




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
چهارشنبه 18 آبان 1390
خبرگزاری مهر – گروه دین و اندیشه: از آنجا که ظالمان زمان درپی نابودی حضرت مهدی(عج) بودند ولادت آن حضرت پنهان ماند و تا زمان شهادت پدر نیز تنها گروهی اندک از وجود او مطلع بودند، پس از آن از نظرها دور و از طریق افرادی خاص با مردم در ارتباط بود که بعد از درگذشت آخرین واسطه، غیبت کبری آغاز شد.

نواب اربعه _ cloob4u.com

۱۵ شعبان المعظم سالروز ولادت منجی عالم، حضرت مهدی (عج) است. امام بزرگواری که مسلمانان برای ظهور پرفیض هر روز تشنه تر از دیروز می شوند تا بیاید و ریشه ظلم و جور را بخشکاند .

حضرت مهدی (عج) دوازدهمین و آخرین امام از سلسله پاک امامت و ولایت الهی است . ولادت با سعادت آن حضرت مقارن با طلوع فجر جمعه نیمه شعبان سال ۲۵۵ هجری در شهر سامرا به وقوع پیوست . پدر بزرگوارش امام حسن عسکری (ع) و مادر آن بزرگوار نیز نرجس است .

مهدی، حجت، قائم، منتظر، صاحب الزمان و خلف صالح از القاب آن حضرت هستند .

تولد حضرت مهدی در شرایط خاصی انجام شد، بطوری که پیش از تولد آن امام بزرگوار، تلاشهای بسیاری برای پنهان نگهداشتن ولادت صورت گرفت تا جان آن حضرت از جور ستمگرانی که از تولد کودکی که پایه‌های ظلم و جور آنان را برخواهد چید مطلع بوده و در تکاپو برای نابودی آن بودند، مصون بماند .

مراحل حمل و تولد آن حضرت پنهان بود و پس از تولد نیز امام حسن عسکری کودک را تنها در جمع هایی حاضر می کرد که از صداقت و درستکاری آنها مطمئن بود و البته قصد داشت امام زمان، شناخته شود تا بعدها مسئله امامت و جانشینی به مشکل برنخورده و همه چیز روشن و آشکار باشد .

به همین دلیل وقتی چهل تن به محضر امام یازدهم رسیدند و از امام خواستند تا حجت و امام بعد از خود را به آنها معرفی کند تا او را بشناسند، امام چنان کرد .

آنان پسری را دیدند که بیرون آمد، همچون پاره ماه ، شبیه به پدر خویش . امام عسکری فرمود : پس از من، این پسر امام شماست و خلیفه من است در میان شما، امر او را اطاعت کنید، از گرد رهبری او پراکنده نگردید که هلاک می شوید و
دینتان تباه می گردد . این را هم بدانید که شما او را پس از امروز نخواهید دید، تا اینکه زمانی دراز بگذرد .

بدین شکل امام یازدهم، ضمن تصریح به واقع شدن غیبت کبری، امام مهدی را به جماعت شیعیان معرفی و استمرار سلسله ولایت را اعلام و مورد تأکید قرار داد.

سالهای اول زندگی حضرت مهدی (عج) به همین منوال پنهانی گذشت تا اینکه به سال ۲۶۰ هجری در حالیکه امام مهدی تنها پنج سال داشت، امام حسن عسکری به شهادت رسید و مسئولیت رهبری شیعیان به حضرت مهدی منتقل شد .

در چنین موقعیتی از آنجا که مهدی دور از چشم مردم می زیست و کمتر کسی از وجود آن حضرت مطلع بود، جعفر عموی آن حضرت که به کذاب نیز معروف بود، ادعای جانشینی را مطرح کرد و قصد داشت بر پیکر امام حسن عسکری نماز بخواند .

با وقوع چنین موقعیتی و زمانی که جعفر و جمعی از شیعیان داخل خانه شدند . چون در خانه جای گرفتند و جعفر خواست بر برادر نماز بخواند، ناگاه کودکی بیرون آمد و ردای جعفر را کشید و گفت : ای عمو ! عقب بایست که من سزاوارترم به نماز بر پدرم . جعفر که رنگ از چهره اش پریده بود عقب رفت و آن کودک پیش ایستاد و بر پدر نماز خواند .

خبر وجود فرزندی از امام حسن عسکری (ع) به سرعت منتشر شد و مأموران حکومتی به تکاپوی بسیار افتادند تا کودک را بیابند، اما نتیجه ای نگرفتند . اما این پیگیریها و تعقیبها خطری جدی محسوب می شد و همین امر ایجاب می کرد که امام به دور از دیده مردم زندگی کند تا از توطئه ها در امان باشد .

مراحل غیبت

غیبت امام دوازدهم دو مرحله دارد. اولین مرحله غیبت صغری ( کوتاه مدت ) و دومین مرحله نیز غیبت کبری ( دراز مدت ) است.

غیبت صغری بنا به قول مشهور از سال ۲۶۰ هجری، ابتدای امامت حضرت مهدی (عج) آغاز شد و حدود ۶۹ سال طول کشید .

برخی عالمان چون شیخ مفید و سید محسن امین عاملی آغاز غیبت صغری را از هنگام ولادت آن حضرت به شمار آورده اند، زیرا در آن سالها نیز حضرت به دور از نظرها می زیسته است . با این حساب دوره غیبت صغری ۷۴ سال می شود.

حضرت مهدی (عج) در دوره غیبت صغری چهار تن از شیعیان صالح خود را به عنوان سفیر معرفی کرد  که هر یک پس از وفات دیگری به انجام این وظیفه بزرگ پرداختند . این چهار تن سؤالات و مشکلات مردم را به آن حضرت عرضه می کردند و پاسخهای امام را به مردم می رساندند.

نواب اربعه

نخستین واسطه امام و مردم، عثمان بن سعد بود که پیشتر از جانب امام هادی و امام حسن عسکری علیهما السلام نیز به مقام سفارت منصوب شده بود .

پس از درگذشت عثمان بن سعد، فرزند وی، محمد بن عثمان به فرمان امام زمان (عج) منصب پدر را بر عهده گرفت .

شیخ طوسی درباره این پدر و پسر آورده که نامه های صاحب الامر (عج) توسط عثمان بن سعید و پسرش ابو جعفر محمدبن عثمان به دست شیعیان و خاصان پدرش ابو محمد (ع) می رسید. این نامه ها حاوی امر و نهی و پاسخ به سؤالات شیعیان بود.

محمد بن عثمان در آخر جمادی الاول سال ۳۰۴ یا ۳۰۵ هجری از دنیا رفت . هنگامی که حال او در بستر بیماری روبه وخامت گذاشت جماعتی از شیعیان بر بالین وی گرد آمدند و به او گفتند: اگر حادثه ای برایتان پیش آید چه کسی به جای شما خواهد بود ؟ او در پاسخ گفت: این ابوالقاسم حسین بن روح بن ابوبحر نوبختی جانشین من است . او سفیر بین شما و صاحب الامر، وکیل او و مورد اطمینان و امین است . به او رجوع کنید و در کارهای مهم به او اعتماد کنید . مرا امر شده بود که این را ابلاغ کنم و ابلاغ کردم .

حسین بن روح نوبختی از زمره ده کارگزار محمد بن عثمان در بغداد بود و سالهای درازی را با او همکاری و معاشرت داشت . این کارگزاران با شیعیان در ارتباط بودند و به امور آنان سامان می دادند. وی در ماه شعبان سال ۳۲۶ هجری در گذشت .

آخرین سفیر، ابوالحسن علی بن محمد سمری بود که به وصیت حسین بن روح نوبختی از جانب حضرت صاحب الامر (عج) به این منصب انتخاب شد . وی پس از گذشت سه سال در نیمه شعبان سال ۳۲۹ هجری چشم از جهان فروبست .

قبر این چهار بزرگوار که به ” نواب اربعه” مشهورند در شهر بغداد واقع شده است .

آغاز غیبت کبری

حساسترین فراز دوران غیبت صغری مرگ علی بن محمد سمری بود . چون همزمان با مرگ او دوران ارتباط مستقیم با امام زمان به پایان رسید و عصر غیبت کبری آغاز شد .

شش روز پیش از آن که علی بن محمد سمری از دنیا برود نامه ای خطاب به او از ناحیه مقدسه صادر شد که در آن آمده بود: به احدی وصیت مکن که پس از مرگت جایگزین تو شود چه غیبت کامل آغاز شد و دیگر ظهوری در کار نیست مگر پس از اذن خداوند عزوجل .

روشن است که دانش و آداب امام عصر (عج) همان قرآن و سنت و نیاکان پاک اوست و اهل ایمان تکلیف دارند تا روز قیامت به قرآن و سنت عمل کنند و لحظه ای از این کار باز نمانند.

پیامبر اسلام (ص) فرمود: من دوچیز گرانبها در میان شما به یادگار می نهم، کتاب خدا و عترتم که اهل بیت من هستند . اگر به این دو تمسک جویید به گمراهی و ضلالت نیفتید و بدانید که آن دو از یکدیگر جدا نشوند تا آنکه روز قیامت بر من وارد آیند .

در دوران غیبت کبری به حکم اینکه ارتباط مستقیم با امام زمان (عج) مقدور نیست وظیفه مردم آن است که برای آشنایی با دستورات قرآن و اهل بیت به عالمان ربانی و فقیهان وارسته و عادل مراجعه و با راهنمایی آنان تکالیف دینی خود را بدرستی انجام دهند.





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
پنجشنبه 5 آبان 1390
حضرت على بن موسى الرضا علیه‏السلام - در روز یازدهم ذیقعده سال 148 هجرى دیده به جهان گشود(1). مادر او بانویى با فضیلت بنام «تُكْتَمْ» بود كه پس از تولد حضرت، از طرف امام كاظم علیه‏السلام -«طاهره» نام گرفت(2)/

كنیه او «ابوالحسن» و لقبش «رضا» است. او پس از شهادت پدر بزرگوارش در زندان بغداد (در سال 183 هجرى) در سن 35 سالگى عهده‏دار مقام امامت و رهبرى امّت گردید/

خلفاى معاصر حضرت‏

مدت امامت آن حضرت بیست سال بود كه ده سال آن معاصر با خلافت «هارون‏الرشید»، پنج سال معاصر با خلافت «محمد امین»، و پنج سال آخر نیز معاصر با خلافت «عبدالله المأمون» بود/

امام تا آغاز خلافت مأمون در زادگاه خود، شهر مقدس مدینه، اقامت داشت، ولى مأمون پس از رسیدن به حكومت، حضرت را به خراسان دعوت كرد و سرانجام حضرت در ماه صفر سال 203 هجرى قمرى (در سن 55 سالگى) به شهادت رسید و در همان سرزمین به خاك سپرده شد(3)/

امام در عصر هارون‏

از سال 183 هجرى كه پیشواى هفتم حضرت موسى بن جعفر علیهماالسلام - در زندان بغداد به دستور هارون مسموم شد و از دنیا رفت، امامت پیشواى هشتم به مدت ده سال در دوران حكومت وى سپرى گردید/

این مدت، در آن عصر اختناق و استبداد و خودكامگى هارون، دوران آزادى نسبى و فعالیت فرهنگى و علمى امام رضا علیه‏السلام - به شمار مى‏رود، زیرا هارون در این مدت متعرض امام نمى‏شد و حضرت آزادانه فعالیت مى‏نمود، ازینرو شاگردانى كه امام تربیت كرد و علوم و معارف اسلامى و حقایقى از تعلیمات قرآن كه حضرت در حوزه اسلام منتشر نمود، عمدتاً در این مدت صورت گرفت/

شاید علت مهم این كاهش فشار از طرف هارون، نگرانى وى از عواقب قتل امام موسى بن جعفر علیه‏السلام - بود، زیرا گرچه هارون تلاش فراوانى به منظور كتمان این جنایت به عمل آورد، اما سرانجام جریان فاش شد و موجب نفرت و انزجار مردم گردید و هارون كوشش مى‏كرد خود را از این جنایت تبرئه سازد. گواه این معنا این است كه هارون به عموى خود «سلیمان بن ابى جعفر»، كه جنازه آن حضرت را از دست عمله ظلم وى گرفته با احترام به خاك سپرد، پیغام فرستاد كه: «خدا سندى بن شاهك را لعنت كند، او این كار را بدون اجازه من انجام داده است»!(4)/

مؤید دیگر این معنا اظهارات هارون در پاسخ «یحیى بن خالد برمكى» در مورد على بن موسى علیه‏السلام - است، یحیى‏ (كه قبلاً نیز درباره امام كاظم علیه‏السلام - بدگویى و سعایت كرده بود) به هارون گفت:

پس از موسى بن جعفر اینك پسرش جاى او نشسته و ادعاى امامت مى كند (گویا نظر وى این بود كه بگوید بهتر است از هم اكنون على بن موسى علیه‏السلام - تحت نظر مأموران خلیفه قرار گیرد!)/

هارون (كه هنوز قتل موسى بن جعفر را فراموش نكرده بود و از عواقب آن نگران بود)، پاسخ داد:

آنچه با پدرش كردیم كافى نیست؟ مى‏خواهى یكباره شمشیر بر دارم و همه علویّین را بكشم؟!(5)/

خشم هارون، در باریانش را خاموش ساخت و دیگر كسى جرأت نكرد در باره آن حضرت به سعایت بپردازد/

على بن موسى با استفاده از این فرصت در زمان هارون، علناً اظهار امامت مى‏كرد و در این مورد بر خلاف پدران بزرگوارش تقیه نداشت، تا آنجا كه بعضى از مخلصان و دوستان آن بزرگوار، او را برحذر مى‏داشتند و امام علیه‏السلام - به آنان اطمینان مى‏داد كه از سوى هارون آسیبى به وى نخواهد رسید!

صفوان بن یحیى‏ مى‏گوید: چون امام ابو ابراهیم موسى بن جعفر علیه‏السلام - در گذشت و على بن موسى الرضا علیه‏السلام - امر امامت و خلافت خود را آشكار ساخت، به حضرت عرض شد:

شما امر بزرگ و خطیرى را اظهار مى‏دارید و ما از این ستمگر (هارون الرشید) بر شما مى‏ترسیم/

فرمود: او هرچه مى‏خواهد كوشش كند، او را بر من راهى نیست(6)/

نیز از محمد بن سنان نقل شده(7)كه: به ابى الحسن على بن موسى الرضا - علیه‏السلام - در ایام خلافت هارون عرض كردم:

شما امر خلافت و امامت خود را آشكار ساخته به جاى پدر نشسته‏اید، در حالى كه هنوز از شمشیر هارون خون مى‏چكد!!

فرمود: مرا گفتار پیامبر اكرم 6 نیرو و جرأت مى‏بخشد كه فرمود: اگر ابوجهل توانست مویى از سر من كم كند بدانید من پیامبر نیستم، و من به شما مى‏گویم: اگر هارون مویى از سر من گرفت بدانید من امام نیستم!!(8)/

امین و مأمون؛ تفاوتها و تضادها

هارون در زمان خلافت خود، «محمد امین» را (كه مادرش زبیده بود) ولیعهد خود قرار داده از مردم براى او بیعت گرفت و «عبداللّه المأمون» را نیز (كه از مادرى ایرانى تولد یافته بود) ولیعهد دوم قرار داد/

در سال 193 هجرى به هارون گزارش رسید كه انقلاب و شورش در شهرهاى خراسان بالا گرفته و فرماندهان ارتش، با همه بى‏رحمى و درندگى كه نشان مى‏دهند، از خاموش ساختن فریاد انقلاب عاجز مانده‏اند/

هارون پس از مشاوره با وزیران و مشاوران خویش، صلاح دید كه شخصاً به آن سامان سفر كند و قدرت خلافت را یكجا براى سركوبى انقلابها و نهضتهاى خراسانیان به كار گیرد. وى پسرش محمد امین را در بغداد گذاشت و مأمون را كه ضمناً از طرف پدر والى خراسان بود، همراه خود به خراسان برد/

هارون توانست اوضاع آشفته خراسان را آرام كند و به اصطلاح - فتنه‏ها را خاموش سازد، اما دیگر نتوانست به بغداد مركز خلافت - برگردد. او در سوم جمادى الاخرى‏ سال 193 هجرى در طوس در گذشت و دو برادر را در صحنه رقابت بر جاى گذاشت(9)/

شكست امین‏

شبى كه هارون در «طوس» در گذشت، مردم با پسر او محمد امین در بغداد بیعت كردند/

از خلافت امین بیش از 18 روز نگذشته بود كه در صدد برآمد مأمون را از ولایتعهد خلع كند و آن را به فرزند خود، «موسى»، واگذار كند/

او در این باره با وزرا مشاوره نمود و آنها این كار را مصلحت ندیدند، مگر یك نفر بنام «على بن عیسى بن ماهان» كه اصرار بر خلع مأمون داشت. سرانجام امین، تصمیم خود را مبنى بر خلع برادر اعلام كرد/

مأمون نیز در واكنش نسبت به این عمل، امین را از خلافت خلع كرد و پس از یك سلسله درگیریهاى نظامى سرانجام امین در سال 198 هجرى كشته شد(10)/

بدین ترتیب پس از قتل امین، اختیارات كامل كشور اسلامى در دست مأمون قرار گرفت/

آزادى نسبى امام در زمان امین‏

در دوران حكومت امین، و سالهایى كه بین مرگ هارون و حكومت مأمون فاصله شد، برخوردى میان امام و مأموران حكومت عباسى در تاریخ به چشم نمى‏خورد و پیداست كه دستگاه خلافت بنى عباس در این سالهاى كوتاه كه گرفتار اختلاف داخلى و مناقشات امین و مأمون و خلع مأمون از ولایتعهد و واگذارى آن به موسى فرزند امین بود، فرصتى براى ایذا و آزار علویان عموماً و امام رضا علیه‏السلام - خصوصاً نیافت و ما مى‏توانیم این سالها (193-198) را ایام آزادى نسبى امام و فرصت خوبى براى فعالیتهاى فرهنگى آن حضرت بدانیم(11)/

مأمون كیست؟

مادر مأمون كنیزى خراسانى بنام «مراجل» بود كه در روزهاى پس از تولد مأمون از دنیا رفت و مأمون به صورت نوزادى یتیم و بى‏مادر پرورش یافت. مورخان نوشته‏اند كه: مادر وى زشت‏ترین و كثیف‏ترین كنیز در آشپزخانه هارون بود، و این خود مؤیّد داستانى است كه علت حامله شدن وى را بازگو مى‏كند(12)/

ولادت مأمون در سال 170 هجرى، یعنى در همان شبى كه پدرش به خلافت رسید، رخ داد و در گذشتش در سال 218 هجرى رخ داد/

مأمون را پدرش به «جعفر بن یحیى‏ برمكى» سپرد تا او را در دامان خود بپروراند/

مربى وى «فضل بن سهل» بود كه به «ذو الریاستین» شهرت داشت و بعد هم وزیر خود مأمون گردید. فرمانده كل قوایش نیز «طاهر بن حسین ذو الیمینین» بود/

خصوصیات مأمون‏

زندگى مأمون سراسر كوشش و فعالیت و خالى از رفاه و آسایش آنچنانى بود، درست برعكس برادرش امین كه در آغوش زبیده پرورش یافته بود. هركس زبیده را بشناسد درمى‏یابد كه تا چه حد باید زندگى امین غرق در خوشگذرانى و تفریح بوده باشد. مأمون مانند برادرش اصالت چندانى براى خود احساس نمى‏كرد و نه تنها به آینده خود مطمئن نبود، بلكه برعكس، این نكته را مسلم مى‏پنداشت كه عباسیان به خلافت و حكومت او تن در نخواهند داد، ازینرو خود را فاقد هرگونه پایگاهى كه بدان تكیه كند مى‏دید، و به همین دلیل آستین همت بالا زد و براى آینده به برنامه‏ریزى پرداخت. مأمون خطوط آینده خود را از لحظه‏اى تعیین كرد كه به موقعیت خود پى برد و دانست كه برادرش امین از مزایایى برخودار است كه دست وى از آنها كوتاه است/

او از اشتباههاى امین نیز پند آموخت: مثلاً «فضل» با مشاهده امین كه خود را به لهو و لعب سرگرم ساخته بود، به مأمون مى‏گفت كه تو پارسایى و دیندارى و رفتار نیكو از خود بروز بده. مأمون نیز همین گونه مى‏كرد، هربار كه امین كارى را با سستى آغاز مى‏كرد، مأمون همان را با جدیت در پیش مى‏گرفت/

در هرحال مأمون در علوم و فنون مختلف تبحر یافت و بر امثال خویش، و حتى بر تمام عباسیان، برترى یافت/

برخى مى‏گفتند: در میان عباسیان كسى دانشمندتر از مأمون نبود/

«ابن ندیم» درباره‏اش چنین گفته است: «آگاهتر از همه خلفا نسبت به فقه و كلام بود». از حضرت على علیله‏السلام - نیز نقل شده كه روزى درباره بنى عباس سخن مى‏گفت، تا بدینجا رسید كه فرمود: «هفتمین آنها، از همه‏شان دانشمندتر خواهد بود»/

سیوطى، ابن تغرى بردى، و ابن شاكر كتبى نیز مأمون را چنین ستوده‏اند:

به لحاظ دوراندیشى، اراده، بردبارى، دانش، زیركى، هیبت، شجاعت، سیادت و فتوت، «بهترین مرد بنى عباس بود، هرچند همه این صفات را اعتقادش به مخلوق بودن قرآن لكه‏دار كرده بود»/

پدر مأمون نیز خود به برترى وى بر برادرش امین شهادت داده و گفته بود:«...تصمیم گرفته‏ام ولایتعهد را تصحیح كنم و به دست كسى بسپارم كه رفتارش را بیشتر مى‏پسندم، خط مشیش را مى‏ستایم، به حسن سیاستش اطمینان دارم و از ضعف وسستیش آسوده خاطرم، و او كسى جز «عبداللّه» نمى‏باشد. اما بنى‏عباس به پیروى از هواى نفس خویش، محمد را مى‏طلبند، چه او یكپارچه به دنبال خواهشهاى نفسانى است، دستش به اسراف باز است، زنان و كنیزكان در رأى او شریك و مؤثر واقع مى‏شوند، درحالى كه عبداللّه شیوه‏اى پسندیده و رأیى اصیل دارد و براى تصدى چنین امرى بزرگ شخصى قابل اطمینان است...»(13)/

امام هشتم در عصر مأمون‏

با استقرار مأمون بر سریر خلافت، كتاب زندگانى امام علیه‏السلام - ورق خورد و صفحه تازه‏اى در آن گشوده شد؛ صفحه‏اى كه در آن امام على بن موسى الرضا - علیه‏السلام - سالهایى را با اندوه و ناملایمات بسیار به سر برد/

غاصبین خلافت - چه آنها كه از بنى امیه بودند و چه بنى عباس - بیشترین وحشت و نگرانى را از جانب خاندان على علیه‏السلام - داشتند؛ كسانى كه مردم - و لا اقل توده انبوهى از آنها - خلافت را حق مسلّم آنان مى‏دانستند و علاوه بر این هرگونه فضیلتى را نیز در وجود آنان مى‏یافتند. این بود كه فرزندان بزرگوار على علیه‏السلام - همواره مورد شكنجه و آزار خلفاى وقت بودند و سرانجام هم به دست آنان به شهادت مى‏رسیدند/

اما مامون احیانا اظهار علاقه به تشیع مى كرد و گردانندگان دستگاه خلافتش هم غالبا ایرانیان بودند كه نسبت به آل على و امامان شیعه علاقه و محبتى خاص داشتند و لذا نمى توانست همچون پدران خود ، هارون و منصور ، امام علیه السلام را به زندان بیفكند و مورد شكنجه و آزار قرار دهد ، ازینرو روش تازه اى اندیشید كه گر چه چندان بى سابقه نبود و در زمان خلفاى گذشته هم تجربه شده بود ، اما در هر حال خوشنماتر و كم محذورتر بود و به همین جهت روش خلفاى بعد نیز بر همان مبنا قرار گرفت . 

مأمون تصمیم گرفت امام علیه السلام را به مرو ، مقر حكومت خود ، بیاورد و با آن حضرت طرح دوستى و محبت بریزد و ضمن استفاده از موقعیت علمى و اجتماعى آن حضرت ، كارهاى او را تحت نظارت كامل قرار دهد /

چرا مامون مى خواست خلافت را به امام واگذارد ؟

دعوت مامون از امام علیه السلام به خراسان 

مامون ابتداً از امام به صورتى محترمانه دعوت كرد كه همراه با بزرگان آل على به مركز خلافت بیاید.(14)

امام - علیه‏السلام - از قبول دعوت مأمون خوددارى ورزید، ولى از سوى مأمون اصرار و تأكیدهاى فراوانى صورت گرفت و مراسلات و نامه‏هاى متعددى رد و بدل شد تا سرانجام امام - علیه‏السلام - همراه با جمعى از آل ابى طالب به طرف مرو حركت فرمود.(15)

مأمون به «جلودى» و یا به نقل دیگر «رجأ بن ابى ضحاك» كه مأمور آوردن امام و همراهى كاروان حضرت شده بود، دستور داده بود كه به هیچ وجه از اداى احترام به كاروانیان و بخصوص امام - علیه‏السلام - خوددارى نكند، اما امام - علیه‏السلام - براى آگاهى مردم آشكارا از این سفر اظهار ناخشنودى مى‏نمود/

روزى كه مى‏خواست از مدینه حركت كند خاندان خود را گرد آورد و از آنان خواست براى او گریه كنند و فرمود: من دیگر به میان خانواده‏ام بر نخواهم گشت.(16)

آنگاه وارد مسجد رسول خدا شد تا با پیامبر وداع كند. حضرت چندین بار وداع كرد و باز به سوى قبر پیامبر بازگشت و با صداى بلند گریست/

«مخول سیستانى» مى‏گوید: در این حال خدمت حضرت شرفیاب شدم و سلام كردم و سفر بخیر گفتم. فرمود: مخول! مرا خوب بنگر، من از كنار جدم دور مى‏شوم و در غربت جان مى‏سپارم و در كنار هارون دفن مى‏شوم!(17)

طریق حركت كاروان امام - علیه‏السلام - از مدینه به مرو - طبق دستور مأمون - از راه بصره و اهواز و فارس بود، شاید به این جهت كه از جبل (قسمتهاى كوهستانى غرب ایران تا همدان و قزوین) و كوفه و كرمانشاه و قم(18)، كه مركز اجتماع شیعیان بود، عبور نكنند.(19)

ورود به پایتخت‏

موكب امام - علیه‏السلام - روز دهم شوال به مرو رسید. چند فرسنگ به شهر مانده حضرت مورد استقبال شخص مأمون، فضل بن سهل و گروه كثیرى از امرا و بزرگان آل عباس قرار گرفت و با احترام شایانى به شهر وارد شد و به دستور مأمون همه گونه وسائل رفاه و آسایش در اختیار آن حضرت قرار گرفت/

پس از چند روز كه به عنوان استراحت و رفع خستگى راه گذشت، مذاكراتى بین آن حضرت و مأمون آغاز شد و مأمون پیشنهاد كرد كه خلافت را یكسره به آن حضرت واگذار نماید/

امام - علیه‏السلام - از پذیرفتن این پیشنهاد بشدت امتناع كرد/

فضل به سهل با شگفتى مى‏گفت: خلافت را هیچگاه چون آن روز بى‏ارزش و خوار ندیدم، مأمون به على بن موسى - علیه‏السلام - واگذار مى‏نمود و او از قبول آن خوددارى مى‏كرد.(20)

مأمون كه شاید خوددارى امام را از پیش حدس مى‏زد گفت:

حالا كه این طور است، پس ولیعهدى را بپذیر!

امام فرمود: از این هم مرا معذور بدار/

مأمون دیگر عذر امام را نپذیرفت و جمله‏اى را با خشونت و تندى گفت كه خالى از تهدید نبود. او گفت: «عمر بن خطاب وقتى از دنیا مى‏رفت شورا را در میان 6 نفر قرار داد كه یكى از آنها امیرالمؤمنین على - علیه‏السلام - بود و چنین توصیه كرد كه هر كس مخالفت كند گردنش زده شود!.. شما هم باید پیشنهاد مرا بپذیرى، زیرا من چاره‏اى جز این نمى‏بینم»!(21)

او از این هم صریحتر امام - علیه‏السلام - را تهدید و اكراه نمود و گفت: همواره بر خلاف میل من پیش مى‏آیى و خود را از قدرت من در امان مى‏بینى. به خدا سوگند اگر از قبول پیشنهاد ولایتعهد، خوددارى كنى تو را به جبر وادار به این كار مى‏كنم، و چنانچه باز هم تمكین نكردى به قتل مى‏رسانم!!(22)

امام - علیه‏السلام - ناچار پیشنهاد مأمون را پذیرفت و فرمود:

«من به این شرط ولایتعهد تو را مى‏پذیرم كه هرگز در امور ملك و مملكت مصدر امرى نباشم و در هیچ یك از امور دستگاه خلافت، همچون عزل و نصب حكام و قضأ و فتوا، دخالتى نداشته باشم»(23)/

 )1طبرسى، اًّعلام الورى‏ با علام الهدى‏، ط 3، تهران، دارالكتب الاًّسلامیه، ص 313- كلینى، الأصول من الكافى، تهران، مكتبْ الصدوق، 1381 ه'.ق، ج 1، ص 486- شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، منشورات مكتبْ بصیرتى، ص 304/
)2طبرسى، همان كتاب، ص 313- مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبْالاًّسلامیْ، 1385 ه'.ق، ج 49، ص 5 و 7-صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 1، ص 14/
)3كلینى، همان كتاب، ص 486- شیخ مفید، همان كتاب، ص 304/
)4مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبْالاًّسلامیْ، 1385 ه'.ق، ج 48، ص 227- صدوق، عیون اخبار الرضا، تهران، دارالكتب الاًّسلامیه، ج 1، ص 100/
)5صدوق، همان كتاب، ج 2، ص 226- على بن عیسى الأربلى، كشف الغمّْ، تبریز، مكتبْ بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج 3، ص 105/
)6صدوق، همان كتاب، ص 226- على بن عیسى، همان كتاب، ج 3، ص 105- مجلسى، همان كتاب، ج 49، ص 115/
)7كلینى، الروضْ من الكافى، ط 4، تهران، دارالكتب الاًّسلامیْ، 1362، ه'.ش، ص 257- محقق، سید على، زندگانى پیشواى هشتم، امام على بن موسى الرضا علیه‏السلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص 52- 59- مجلسى، همان كتاب، ج 49، ص 115/
)8امام بعدها در خراسان از موقعیت و محبوبیت خود در این دوران در مدینه با خرسندى یاد مى‏كرد، چنانكه روزى به مأمون كه به مناسبت ولیعهدى انتظاراتى از حضرت داشت، فرمود:
«...این امر(ولیعهدى) هرگز نعمتى برایم نیفزوده است. من در مدینه كه بودم، دستخطم در شرق و غرب اجرا مى‏شد. در آن موقع استر خود را سوار مى‏شدم و آرام در كوچه‏هاى مدینه راه مى‏پیمودم و در مدینه كسى از من عزیزتر و محترمتر نبود...» (مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبْالاًّسلامیْ، 1385 ه'.ق، ج 49، ص 155 - كلینى، الروضْ من الكافى، ص 151- نیز ر.ك به: صدوق، عیون اخبار الرضا، ج 2، ص 167/
)9محقق، سید على، زندگانى پیشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا علیه‏السلام، قم، انتشارات نسل جوان، ص 58-59/
)10این اثیر، الكامل فى التاریخ، بیروت، دارصادر، ج 6، ص 287/
)11محقق، سید على، زندگانى پیشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا علیه‏السلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص 60/
)12این داستان چنین نقل شده است: زبیده با هارون الرشید شطرنج بازى مى‏كرد و چون رشید بازى را باخت، زبیده به او حكم كرد كه باید با زشت‏ترین كنیز آشپزخانه‏اش همبستر شود. رشید كه از این امر بسى كراهت داشت، حاضر شد مالیاتهاى سراسر مصر و عراق را به زبیده ببخشد تا او را از اجراى این حكم منصرف سازد، ولى زبیده نپذیرفت. رشید بناچار كنیزى بنام «مراجل» را یافت كه واجد همه این صفات تنفرآمیز بود.و با او همبستر شد و مأمون متولد گردید(دمیرى، حیاْالحیوان، قاهره، مكتبْالتجاریْالكبرى‏، 1383 ه'.ق). این داستان منافات با آن ندارد كه گفته‏اند: مأمون در شبى زاده شد كه رشید به خلافت رسید، زیرا ولیعهدها نیز پیش از رسیدن به خلافت بزرگترین قلمروها را در اختیار داشتند. مثلا همین رشید سراسر كشور خود را میان سه فرزندش تقسیم كرده بود(مرتضى الحسینى، سید جعفر، زندگى سیاسى هشتمین امام، ترجمه دكتر سید خلیل خلیلیان، چاپ چهارم، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامى، 1365 ه'.ش، ص 97)/
)13مرتضى الحسینى، همان كتاب، ص 97-100/
)14 در مدارك اصیل تاریخى هنگام دعوت امام به مرو، نامى از خلافت یا ولایتعهد آن حضرت به میان نیامده است و ظاهراً این فكرى بوده كه بعداً براى مأمون پیش آمده و یا اگر هم قبلاً این فكر را داشته ابراز نمى‏كرده است. در این میان، تنها بیهقى جریان را به نحو دیگرى ضبط كرده، و حتى مى‏نویسد: طاهر در عراق با امام به ولایتعهد بیعت كرد؛ ولى این نقل چندان صحیح به نظر نمى‏رسد، زیرا اولاً طاهر در بغداد بوده و مسیر حضرت را همه از طریق بصره نوشته‏اند و ثانیاً، نقل بیهقى، از ابتدا بحث از ولایتعهد دارد و سخنى از اصل انتقال خلافت در آن نیست، در حالى كه اغلب مورخان مى‏نویسند: مأمون به حضرت ابتدأاً پیشنهاد انتقال خلافت مى‏كرد. با این حال در بعضى از رساله‏هایى كه به فارسى یا عربى در شرح حال آن حضرت نگاشته شده، مسئله بكلى خلط شده و دعوت از آن حضرت را رسماً به عنوان دعوت براى قبول خلافت تلقى كرده‏اند (محقق، سیدعلى، زندگانى پیشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا - علیه‏السلام -، قم انتشارات نسل جوان، ص 72)/
)15على بن عیسى الاًّربلى،، كشف الغمّْ، تبریز، مكتبْ بنى هاشمى، 1381 ه'.ق، ج‏3، ص 65 - شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، منشورات مكتبْ بصیرتى، ص 309 - فتّال نیشابورى، روضْ الواعظین، ط 1، بیروت، مؤسسْ الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه'.ق، ص 247/
)16مجلسى، بحارالأنوار، تهران، المكتبْ الاًّسلامیْ، 1385 ه'.ق، ج 49، ص 117، نیز ر.ك به: على بن عیسى الاًّربلى، همان كتاب، ج 3، ص 95/
)17مجلسى، بحارالأنوار، ج 49، ص 117/
)18مرحوم سیدعبدالكریم بن طاووس، صاحب فرحْ الغرى، متوفاى 693 ه'، شرحى در مورد ورود آن حضرت به قم نقل كرده است كه در جاى دیگرى دیده نمى‏شود. با توجه به اینكه شیخ صدوق علیه الرحمْ كه خود قمى بوده و فاصله زیادى هم با زمان آن حضرت نداشته است، چیزى از آمدن آن حضرت به قم نقل نمى‏كند، بلكه مسیر دیگرى را ذكر مى‏كند، نقل ابن طاووس چندان متقن به نظر نمى‏رسد (محقق، سیدعلى، زندگانى پیشواى هشتم؛ امام على بن موسى الرضا - علیه‏السلام -، قم، انتشارات نسل جوان، ص 74)/
)19محقق، همان كتاب ص 70 - 74/
)20على بن عیسى الاًّربلى، همان كتاب ج 3، ص 66 - شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، منشورات مكتبْ بصیرتى، ص 310 - فتال نیشابورى، روضْ الواعظین، ط 1، بیروت، مؤسسْ الأعلمى للمطبوعات، 1406 ه'.ق، ص 248/
)21شیخ مفید، همان كتاب، ص 310 - على بن عیسى، همان كتاب، ج 3، ص 65 - طبرسى، اًّعلام الورى باعلام الهدى، ط 3، تهران، دارالكتب الاًّسلامیْ، ص 333 - فتال نیشابورى، همان كتاب، ص 248/
)22صدوق، علل الشرایع، قم، منشورات مكتبْ الطباطبائى، ج 1، ص 226 - فتال نیشابورى، روضْ الواعظین، ط 1، بیروت، مؤسسْ الأعلمى للمطبوعات، ص 247/
)23 طبرسى، اًّعلام الورى باعلام الهدى، ط 3، تهران، دارالكتب الاًّسلامیْ، ص 334 - شیخ مفید، الاًّرشاد، قم، منشورات مكبتْ بصیرتى، ص 310/




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
سه شنبه 3 آبان 1390

دوستان برای اینكه كیفیت وبلاگ رو ارتقا بدم به كمكتون احتیاج دارم لطفا مطالبی كه دوست دارین در وبلاگ بزارم به ایمیل زیر بفرستین

باتشكر

یادتون نره ها

mohammad21.12.2012@gmail.com




نوع مطلب :
برچسب ها :
          
شنبه 30 مهر 1390

 

---------------------

کربلا یعنی تـَوَ لا داشتن
مهر حیدر عشق زهرا داشتن

کربلا یعنی تبرّای شدید
از پلیدی‌های دوران و یزید

کربلا یعنی اطاعت از امام
گه به حکم او نشستن گه قیام

کربلا یعنی که یار رهبری
از حسین عصر خود فرمانبری

کربلا یعنی تحول در وجود

جامه زهد و حیا را تار وُ پود
کربلا
یعنی به حق واصل شدن
یار حق ، دشمن ِ باطل شدن


کربلا یعنی بیا جانانه شو
گِرد ِ شمع عشق ِحق ، پروانه شو

کربلا یعنی کتاب عشق حق
از الف تا یای او سرمشق حق

کربلا
یعنی که انسی با نماز
روی بر درگاه ربّ بی نیاز

کربلا
یعنی که خون ، آب وضو
با خدا ، بی واسطه در گفت وُ گو


کربلا یعنی همیشه مکتبی
تو حسینی ، خواهر تو زینبی

کربلا یعنی سراپا جان شدن
در منای عاشقی قربان شدن

کربلا یعنی که عاشورای خون
موسم انا الیه الراجعون

کربلا یعنی گل ِ احمر شدن
روی دست باغبان پرپر شدن

کربلا یعنی هم آغوش عجل
تلخی مرگش نکوتر از عسل

کربلا یعنی بهار ِ





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
شنبه 30 مهر 1390

 بولتن نیوز: حسین جباری و یکی از دوستان و همکارانش، تنها کسانی بودند که همراه نمایندگان خبرگان در جلسه خبرگان سال 68 حضور داشتند. تمام اعضای خبرگان بودند و این دو نفر که در قسمت تماشاچیان نشسته بودند. حسین جباری آن روزها محافظ رییس‌جمهور بود و بعد از این جلسه، محافظ رهبر انقلاب شد. از سال 1357 همان وقتی که سپاه تشکیل شد، به خدمت سپاه درآمد. یک دوره کوتاه دید و از 18 سالگی محافظ حضرت آیت‎ا... خامنه‎ای شد. خاطره‌های زیادی دارد که بعضی از آن‎ها را با شور و شوق تعریف می‌کند.


 



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
          
شنبه 30 مهر 1390


( کل صفحات : 2 )    1   2   


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



Up Page