تبلیغات
زنده باد ایران - فروپاشی آمریکا از چه زمان آغاز شد
زنده باد ایران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


درود
نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : mohammad
مطالب اخیر
نویسندگان

نشریه "فارن پالیسی" در مقاله‌ای به بررسی نقطه شروع افول آمریكا می‌پردازد و علت آن را حمله عراق به كویت و متعاقب آن لشكركشی آمریكا به خلیج فارس و اشتباهات صورت گرفته توسط این كشور می داند.

آمریکا

این نشریه در این مقاله به قلم "استفان. ام والت" نوشت: صدام حسین در تاریخ 2 اوت سال 1990 به کویت حمله کرد و سلسله وقایعی را به راه انداخت که علاوه بر خود صدام برای آمریكا نیز پیامدهای شومی به دنبال داشت. در واقع می‌توان گفت که این حمله، اولین گام از سلسله حوادثی بود که بر پیکره آمریکا و جایگاه آن در جهان آسیب جدی وارد کرد.

البته همه ما از آن چه در جنگ اول خلیج فارس روی داد، با خبر هستیم. پس از پشت سر گذاشتن دوره‌ای از شک و تردید و بحث‌های عمومی در زمینه راهکارهای مختلف، دولت بوش پدر ائتلاف بین‌المللی بزرگ و متنوعی تشکیل داد و به سرعت آرایش نظامی بزرگی را بسیج کرد كه عمدتا از نیروهای نظامی آمریكا تشكیل شده بود.

به دنبال آن ائتلاف نظامی، مجوز شورای امنیت سازمان ملل برای استفاده از زور را به دست آورد. هرچند جنگ‌طلبان برجسته ( راست‌های افراطی در کاخ سفید ) پیش‌بینی می‌کردند که این جنگ بسیار طولانی و خونین خواهد بود، این ائتلاف به سركردگی آمریکا، نیروهای سه ‌گانه عراق ( زمینی، هوایی، دریایی ) را زمین‌گیر کرد و قسمت قابل توجهی از ماشین نظامی صدام را از کار انداخت.

به دنبال آن آمریکا تحریم‌های مداخله جویانه‌ای را بر عراق تحمیل و برنامه سلاح‌های کشتار جمعی عراق را فلج و آن را به یک گلوله توخالی تبدیل کرد. علی ‌رغم فشار شدید بر بوش و متحدانش برای "حرکت به سمت بغداد"، وی آگاهانه از گزینه اشغال عراق صرف نظر كرد. آنها به نکته‌ای پی بردند که بوش پسر به آن پی نبرد: " تلاش برای اشغال و سامان دهی مجدد به اوضاع سیاسی یک کشور عربی كاملا چند پاره، اقدامی احمقانه است".

پیروزی فوق‌العاده در جنگ اول خلیج فارس باعث شروع سلسله حوادث تاسف بار بعدی بود. از نگاه آمریکا و متحدانش، صدام اینک به عنوان بدترین انسان روی زمین شناخته می‌شد، هرچند که در طول جنگ ایران و عراق در دهه 1980، آمریکا از حمایتش از صدام راضی و خوشنود بود. اما مهم‌ترین نكته جنگ اول خلیج فارس اجرای طرح "مناطق پرواز ممنوع" در شمال و جنوب عراق بود.

کلینتون

اما بدتر از آن این كه کلینتون همگام با ورودش به کاخ سفید در سال 1993، اقدام به اتخاذ راهبرد "مهار دوگانه" کرد. تا آن زمان، آمریکا به عنوان "نیروی موازنه دهنده خارجی" در خلیج فارس عمل می‌کرد و با دقت از به کارگیری واحدهای بزرگ نیروی زمینی یا هوایی در پایگاه‌های دائمی در خلیج فارس خودداری می‌کرد.

آمریکا از سال 1940 از شاه ایران پشتیبانی می‌کرد؛ پس از آن در دهه 1980 این حمایت‌ها به سمت عراق تغییر جهت داد. هدف آمریكا این بود تا از تفوق هر قدرت واحدی بر منطقه نفت خیز خلیج فارس جلوگیری کند و آگاهانه قدرت‌های رقیب را برای چندین دهه علیه یکدیگر سرگرم ساخت.

به هر حال، آمریکا با اتخاذ راهبرد مهار دوگانه، خود را متعهد به برخورد با دو کشور ایران و عراق کرد که با هم دشمنی داشتند؛ در نتیجه آمریكا مجبور شد تا هواپیماها و نیروهای نظامی زیادی را در عربستان سعودی و کویت مستقر کند. همان‌ طور که کنت پولاک و تریتا پارسی با ارائه سند و مدرك نشان دادند، اتخاذ این راهبرد خواسته رژیم صهیونیستی بود و مقامات آمریکایی جاهلانه و احمقانه بر این باور بودند که با انجام این کار رژیم صهیونیستی نرمش بیشتری در فرآیند صلح اسلو از خود نشان خواهد داد.

کلینتون همگام با ورودش به کاخ سفید در سال 1993، اقدام به اتخاذ راهبرد "مهار دوگانه" کرد. تا آن زمان، آمریکا به عنوان "نیروی موازنه دهنده خارجی" در خلیج فارس عمل می‌کرد و با دقت از به کارگیری واحدهای بزرگ نیروی زمینی یا هوایی در پایگاه‌های دائمی در خلیج فارس خودداری می‌کرد

اما صرف هزینه‌های بسیار زیاد و استقرار هزاران سرباز آمریکایی طی یك دوره طولانی در عربستان سعودی، منجر به ظهور القاعده شد. اسامه بن لادن از حضور سربازان "کفر" در سرزمین عربستان عمیقا آزرده خاطر شده بود، بنابراین راهبرد احمقانه مهار دوگانه هیچ نقشی در مشکل تروریسم آمریکا بازی نکرد. همچنین این راهبرد تلاش‌های صورت گرفته برای بهبود روابط بین آمریکا و ایران را بی حاصل گذاشت. در مجموع راهبرد مهار دوگانه اشتباه فاحش بسیار بزرگی بود.

این همان چیزی است که جورج دبلیو بوش پس از حوادث 11 سپتامبر انجام داد. دولت بوش تحت نفوذ نومحافظه کارانی که با راهبرد مهار دوگانه مخالف بودند و آن را به اندازه کافی موثر و كارآمد نمی‌دیدند، راهبرد جدید "دگرگونی منطقه‌ای" را اتخاذ کرد.

آمریکا

به جای حفظ موازنه قدرت منطقه‌ای یا مهار همزمان ایران و عراق، آمریکا اینک قصد داشت تا از قدرت نظامی خود برای سرنگونی رژیم‌های خاورمیانه استفاده کند و این کشورها را به کشورهای دموکراتیک طرفدار آمریکا تبدیل کند.

این طرح، راهبرد مهندسی اجتماعی بود که تا قبل از آن در این مقیاس هرگز مشاهده نشده بود. افکار عمومی و کنگره آمریکا اگر چه نسبت به این اقدامات بدگمان نبودند، اما هیچ میل و اشتیاقی نیز به این بازی خطرناك نداشتند. به همین دلیل دولت بوش متوسل به مبارزات سیاسی فریبکارانه‌ای شد تا بتواند توجه کنگره و افکار عمومی را به خارج از مرزها معطوف دارد؛ معطوف به چیزی که گام نخست این طرح افراطی و بلندپروازانه تلقی می‌شد. فریب کاری‌ها و ضدونقیض گویی‌ها موثر واقع شد و آمریکا در مارس 2003 وارد جنگ غیر ضروری خود با عراق شد.

نه تنها "ماموریت انجام شده" خیلی زود به باتلاقی پرهزینه برای آمریکا تبدیل شد، بلکه با متلاشی کردن عراق ( کاری که آمریکا انجام داد ) موازنه قدرت در خلیج فارس بر هم خورد و جایگاه ژئوپلیتیک ایران نیز بهبود یافت.

حمله به عراق همچنین منابع و امکانات را از افغانستان به سمت عراق منحرف کرد که این امر به ظهور دوباره طالبان به عنوان نیروی مبارز قوی در افغانستان منجر شد. بنابراین تصمیم بوش برای سرنگونی صدام در سال 2003 مستقیما منتهی به شکست نه تنها در یک جنگ بلکه در دو جنگ شد.

راه‌اندازی این دو جنگ، فوق‌العاده پرهزینه بودند. همراه با کاهش مالیات و عدم مسئولیت پذیری‌های مالی، این اشتباه راهبردی باعث افزایش کسری بودجه فدرال در سطحی خطرناک شد و سبب وقوع بن بست مالی در آمریکا شد که مطمئنا تا سال‌های سال با آن دست به گریبان خواهد بود.

اگر صدام به کویت حمله نمی‌كرد، آمریکا وادار به انتخاب راهبرد "مهار دوگانه" نمی‌شد. فرآیند صلح اسلو شکست نمی‌خورد، القاعده به حال خود رها و آمریکا فریفته نئومحافظه کاران نمی‌شد و چهار نعل به سمت حوادث احمقانه عراق نمی‌رفت

بدیهی است، هیچ یک از این نتایج پس از سال 1990 اجتناب ناپذیر نبودند. اگر راهبردست‌های باهوش تر و خونسردتری بعد از جنگ اول خلیج فارس در راس بودند، ممکن بود از پیروزی در این جنگ برای ایجاد نظم پایدار و با ثبات در سرتاسر منطقه خاورمیانه بهرمند شویم. به ویژه، نیروی نظامی خود را از منطقه خارج کنیم و به حالت موازنه کننده خارجی بر گردیم.

اگر صدام به کویت حمله نمی‌كرد، آمریکا وادار به انتخاب راهبرد "مهار دوگانه" نمی‌شد. فرآیند صلح اسلو شکست نمی‌خورد، القاعده به حال خود رها و آمریکا فریفته نئومحافظه کاران نمی‌شد و چهار نعل به سمت حوادث احمقانه عراق نمی‌رفت. اگر مورخان در آینده به دنبال لحظه‌ای باشند كه امپراتوری آمریکا به اوج خود رسید و سپس شروع به افول کرد، جنگی که 21 سال پیش آغاز شد، را نقطه عطفی برای آغاز این افول عنوان خواهند کرد.






نوع مطلب :
برچسب ها :
          
یکشنبه 22 آبان 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



Up Page