تبلیغات
زنده باد ایران - حماسه عاشورا
زنده باد ایران
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


درود
نظر یادتون نره

مدیر وبلاگ : mohammad
مطالب اخیر
نویسندگان


محرم

در طول تاریخ، افراد آزادی‎خواه زیادی قیام کردند، کشتند و کشته شدند، سال‎ها نامشان زبانزد عام و خاص گردید و نهایتا از یاد رفتند و جز تاریخی مکتوب از آنان نماند.

آنچه از ستم‎ها و ظلم‎ها بر آنان رفت، در صدای اوراق تاریخ شنیده می‎شود و مظلومیتشان سینه‎ها را به درد می‎آورد و نهایت کارشان تأسف هر انسان پاک فطرتی را برمی‎انگیزد.

زنان و کودکان بی‎سلاح و بی‎دفاعی که در این میان قربانی مطامع دنیای پوچ عده‎ای قدرت‎طلب شدند، آن چنان هر  مرد و زن و کودکی را می‎آزارد که آرزو می‎کند کاش می‎توانستم برایشان کاری کنم.

قهرمانانی که پیروز شدند و شهره دنیای آزادیخواهان گردیدند و قلب انسان‎های درد کشیده برایشان مدالی گردید که مدت‎ها بر سینه‎شان می‎درخشید.

تمامی این حماسه‎ها ماند، اما برای اندک مدتی و برای مراجعان به تاریخ آنها .

در این میان هر سال صدای چکاچک شمشیرهایی به گوش می‎رسد که پیام آن را تنها کسانی می‎شنوند که محبتی عجیب تمام وجود آنان را مالامال از خود کرده است.

صدای ضجه کودکانی آزرده از درد تشنگی، و فراغ پدران، و اسیری خاندانشان به گوش می‎رسد که هر کسی می‎تواند با گوش دل آن را بشنود.

جلوه‎های ایثار قهرمانی که سال‎ها در انتظار یاری مولایش لحظه شماری می‎کرد و به ناگاه با شنیدن یک خواهش از لبان کوچک و خشکیده کودکی برای آوردن آب، در حسرت تمامی آرزوهایش، "چه نمایش قهرمانی‎اش" و "چه برآورده کردن خواهش آن کودک" سوخت و ساخت و دم نزد.

آنچه دل را می‎سوزاند و فریادها را به آسمان بلند می‎سازد و بی تاب می‎کند و ضجه برمی‎انگیزد و دست‎ها را به سر و سینه می‎کوبد و مردمان هر کیشی را آنگونه که حتی برای جگرگوشه خودشان آنچنان نمی‎کنند، برمی‎انگیزاند، تنها مظلومیت نیست، تنها همدردی با یک انسان نیست، تنها ابراز احساس انسانی یک بشر برای دیگری نیست...

گمشده‎ای که هر کسی در پیدا کردن هدف عاشورا به دنبالش می‎گردد تنها در یک کلمه خلاصه می‎شود و آن کلمه "محبت" است و دیگر هیچ.


محرم

در طول تاریخ، افراد آزادی‎خواه زیادی قیام کردند، کشتند و کشته شدند، سال‎ها نامشان زبانزد عام و خاص گردید و نهایتا از یاد رفتند و جز تاریخی مکتوب از آنان نماند.

آنچه از ستم‎ها و ظلم‎ها بر آنان رفت، در صدای اوراق تاریخ شنیده می‎شود و مظلومیتشان سینه‎ها را به درد می‎آورد و نهایت کارشان تأسف هر انسان پاک فطرتی را برمی‎انگیزد.

زنان و کودکان بی‎سلاح و بی‎دفاعی که در این میان قربانی مطامع دنیای پوچ عده‎ای قدرت‎طلب شدند، آن چنان هر  مرد و زن و کودکی را می‎آزارد که آرزو می‎کند کاش می‎توانستم برایشان کاری کنم.

قهرمانانی که پیروز شدند و شهره دنیای آزادیخواهان گردیدند و قلب انسان‎های درد کشیده برایشان مدالی گردید که مدت‎ها بر سینه‎شان می‎درخشید.

تمامی این حماسه‎ها ماند، اما برای اندک مدتی و برای مراجعان به تاریخ آنها .

در این میان هر سال صدای چکاچک شمشیرهایی به گوش می‎رسد که پیام آن را تنها کسانی می‎شنوند که محبتی عجیب تمام وجود آنان را مالامال از خود کرده است.

صدای ضجه کودکانی آزرده از درد تشنگی، و فراغ پدران، و اسیری خاندانشان به گوش می‎رسد که هر کسی می‎تواند با گوش دل آن را بشنود.

جلوه‎های ایثار قهرمانی که سال‎ها در انتظار یاری مولایش لحظه شماری می‎کرد و به ناگاه با شنیدن یک خواهش از لبان کوچک و خشکیده کودکی برای آوردن آب، در حسرت تمامی آرزوهایش، "چه نمایش قهرمانی‎اش" و "چه برآورده کردن خواهش آن کودک" سوخت و ساخت و دم نزد.

آنچه دل را می‎سوزاند و فریادها را به آسمان بلند می‎سازد و بی تاب می‎کند و ضجه برمی‎انگیزد و دست‎ها را به سر و سینه می‎کوبد و مردمان هر کیشی را آنگونه که حتی برای جگرگوشه خودشان آنچنان نمی‎کنند، برمی‎انگیزاند، تنها مظلومیت نیست، تنها همدردی با یک انسان نیست، تنها ابراز احساس انسانی یک بشر برای دیگری نیست...

گمشده‎ای که هر کسی در پیدا کردن هدف عاشورا به دنبالش می‎گردد تنها در یک کلمه خلاصه می‎شود و آن کلمه "محبت" است و دیگر هیچ.

این کلام از پیامبر رحمت، از دلسوزی بر سالار شهیدان رازگشایی می‎کند.

ایمان به من نیاورده هر کس خودش را بیش از من دوست داشته باشد(1) و ایمان به من نیاورده هر کس فرزندانش را از فرزندان من بیشتر دوست داشته باشد. (2)

محرم

اگر در گوشه کناری از این دنیای پر محنت و ظلم و ستم، مادری بر کشته فرزندش می‎گرید، اگر طفلی بر پیکر بی جان مادر بی دفاعش ناله سر می‎دهد و اگر پدری در غم خاندانش جز آرزوی مردن چاره‎ای دیگر نمی‎بیند، تمام اینها نمی است در برابر یمی از آنچه بر شهیدان کربلا رفت.

پیامی که از کربلا به گوش می‎رسد، پیام مظلومیت است. مظلومیت آن که محبتش در قلب و دلمان رسوخ کرده است.

اگر برویم یا بمانیم، اگر کاری حسینی کنیم یا کاری زینبی، یا حسنی، یا اگر هیچ کدام را، تنها چیزی که سرمایه معنوی و گوهر نجات‎بخش ماست، محبت و عشق به آن انسان آزاده‎ای است که در کربلا با لب تشنه او را و اصحابش را و یارانش را کشتند و پامال اسبان کردند و به اسارت بردند و کردند آنچه می‎خواستند از بی حرمتی به خاندان وحی که پیامبر رحمت الهی سفارشی جز به نیکی و احسان به آنان نکرده بود.

الگوی ما در شنیدن ماجرای کربلا چیزی فراتر و عظیم‎تر از مبارزه بر علیه ستم و بی عدالتی است که این را هر انسان و غیر انسانی که حیات و وجود داشته باشد می‎داند و می‎فهمد و درک می‎کند. پیام "جان بر کف نهادن در دفاع از حقیقت"، به آن اندازه از ارزش نیست که تمامی عاشورا و شهادت و اهل‎بیت و مظلومیت و ... را فدای همین کلام نمایم.

پیام عاشورا، رسوخ گوهر محبت است در دل‎های شیعیان، که این گوهر همه کار می‎کند. ریشه حقیقت‎خواهی است، ریشه شهادت است، ریشه مبارزه بر علیه ظلم و ستم است و ریشه سعادت انسان است.

با قدم نهادن در این وادی فکری است که گریستن و گریاندن ارزش محسوب می‎شود و ریشه نجات و صفای روح و دل، و مذکر هر ساله ما در این غم و اندوه، این جمله از امام سجاد علیه السلام است بر قبر پدرشان که:

«هذا قبر حسین ابن علی ابن ابیطالب (علیه السلام) الذی قَتلوُهُ عَطشانا .»

 

پی‎نوشت‎ها:

1- آیه مرتبط: النبی اولی بالمومنین من انفسهم .

2- آیه مرتبط: قل لا اسئلکم علیه اجرا الا الموده فی القربی .





نوع مطلب :
برچسب ها :
          
سه شنبه 8 آذر 1390





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی



Up Page